انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٣٧
رود و در سياست [و] حكومت دخالت نمايد، حماقت روحانى در معاشرت با مردم، فضيلت شد. به زعم بعضى افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى وجودش ببارد، والّا عالم سياسى و روحانى كاردان و زيرك، كاسهاى زير نيمكاسه داشت، و اين از مسائل رايج حوزهها بود كه هر كس كج راه مىرفت، متدينتر بود.[١]
امام معتقد است اقدامات رضاخان و رفرمهاى او در مجموع «يك كلاه لگنى، يك كشف حجاب عفتسوزِ خانمان بههمزن و چندين خيابان عريض و طويل- با رفتن منابع ثروت و فضايل- نصيب اين كشور كرد.»[٢]
اين رباعى كه از امام برجاى مانده، ترسيمى از آن دوران است:
|
از جور رضاشاه كجا داد كنيم |
زين ديو بر كه ناله بنياد كنيم |
|
|
آن دم كه نفس بود ره ناله ببست |
اكنون نفسى نيست كه فرياد كنيم |
|
[٣]
اين تجربيات باعث شد امام درپى خروج رضاخان از صحنه سياسى كشور و با توجه به تجربه تلخ دوران وى، از همان ابتدا نگرانى خود را از تداوم آن تفكر ابراز دارد.
٢. امامخمينى در سالهاى ١٣٢٠ تا ١٣٣٩
در سال ١٣٢٠ رضاشاه از قدرت عزل شد و محمدرضا شاه با حمايت متفقين- كه ايران را در جنگ جهانى دوم به اشغال خود درآورده بودند- به قدرت رسيد. چگونگى به قدرت رسيدن پهلوى دوم يكى از ديگر تحولاتى بود كه بهشدت در نوع نگرش امامخمينى به حكومت پهلوى بسيار مؤثر بود. اين موضوع موجب شد از همان آغاز، امامخمينى حكومت شاه را حكومتى تحميلى (از سوى متفقين) و غيرقانونى بداند؛ چه آنكه مشروعيت آن نه براساس شرع و نه برپايه قانون اساسى بود.[٤]
[١]. همو، صحيفه امام، ج ٢١، ص ٢٧٨ و ٢٧٩.
[٢]. همان، ص ٣٣٩.
[٣]. على دوانى، نهضت روحانيون ايران، ج ٢، ص ١٨٨.
[٤]. بنگريد به: روحالله موسوىخمينى( امام)، در جستجوى راه از كلام امام، ص ١٩٤- ١٨٠.