انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٧٧
بنابرهمين، انسان به صورت بالقوه خليفه و جانشين خدا بر روى زمين است و موجودى است عظيم، متعالى، با فطرتى پاك، خداگونه و استعدادهايى كه مىتوانند او را به سعادت ابدى و حقيقى برسانند. اما مهم اين است كه انسان بتواند استعدادهاى خويش را بهدرستى بهكار گيرد و در مسير صراطمستقيم و عدالت گام نهد تا حقيقتاً جانشين خدا گردد. ساختن انسان و تشبه آدمى به پروردگار عالم نيز خود مراحلى دارد كه از آنجمله قيام مستمر در راه و همچنين تربيت براى تحقق اين قيام است.
از نگاه امامخمينى، انسان در اصل فرزند طبيعت بوده و بر همين اساس محل تربيت و تكامل وى نيز همين طبيعت است. اين در حالى است كه پيامبران نيز براى حركت دادن انسان از عالم طبيعت به سوى معنويت و ماوراى طبيعت آمدهاند:
آمدهاند اين موجود طبيعى را از مرتبه طبيعت به مرتبه عالى مافوقالطبيعه، مافوقالجبروت برسانند ....[١]
امام برآن است كه دايره وجود با انسانِ كامل تمام مىشود[٢] و كمال آدمى نيز در گرو مكارم والاى اخلاقى و ارزشى است. سعادت حقيقى انسان در راستاى پيمودن مسير تهذيب، تزكيه و صراط مستقيم است و شرع و عقل نيز معيار اين حركتاند:
انبيا عليهمالسلام آمدند؛ قانونها آوردند و كتابهاى آسمانى بر آنها نازل شد كه جلوگيرى از اطلاق و زيادهروى طبيعت كنند و نفس انسانى را تحت قانون عقل و شرع درآورند .... پس هر نفْسى كه با قوانين الهيه و موازين عقليه، ملكات خود را تطبيق كرد، سعيد است و از اهل نجات مىباشد.[٣]
در نگاه امامخمينى، قرآن نسخه كامل وحى الهى و كتاب آدمسازى است[٤] و بر اين اساس اجرا شدن قوانين و دستورهاى قرآن و برقرارى حكومتى متأثر از اسلام زمينهساز پروراندن آدمى است.
[١]. همو، صحيفه امام، ج ٨، ص ٣٢٤.
[٢]. براى نمونه بنگريد به: همو، شرح دعاى سحر، ص ٩٠.
[٣]. همو، شرح چهل حديث، ص ١٦ و ١٧.
[٤]. همو، صحيفه امام، ج ٧، ص ٤٢٧، ٤٣٧ و ٤٣٨.