انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٩٧
وى آزادى را امرى خدادادى مىداند و معتقد است:
مگرآزادى اعطاشدنى است؟ ... آزادى مردم هست؛ خدا آزادى داده به مردم.[١]
امامخمينى آزادى را متعلق به دوران جديد و آن را ارزش غربى نمىدانست، بلكه مطابق با فطرت آدمى به شمار مىآورد و معتقد بود پيامبر اسلام بنيانگذار آزادى بوده است. بر اين بنياد، ايشان برآن بود كه نهتنها دين با آزادى ناسازگار نيست، بلكه دين، آزادى را براى رسيدن به كمال و معنويت ناب توصيه مىكند. امام براين باور بود:
اسلام دين آزادى و استقلال است. اسلام دينى است كه همه كس به حقوق خودش مىرسد و مراعات همه حقوق را مىكند.[٢]
تعريف آزادى و قلمرو آن
حضرتامام مفهوم آزادى را بىنياز از تعريف مىداند. ايشان در مصاحبه با اوريانافالاچى، روزنامهنگار ايتاليايى مىگويد:
آزادى يك مسئلهاى نيست كه تعريف داشته باشد. مردم عقيدهشان آزاد است. كسى الزامشان نمىكند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد. كسى الزام به شما نمىكند كه حتماً بايد اين راه را برويد. كسى الزام به شما نمىكند كه بايد اين را انتخاب كنى. كسى الزامتان نمىكند كه در كجا مسكن داشته باشى يا در آنجا چه شغلى انتخاب كنى. آزادى يك چيز واضحى است.[٣]
اما درعينحال ديدگاه امام در مورد آزادى با ديدگاه غرب تفاوت دارد. در غرب بر تعريف آزادى، اتفاق و اجماعى حاصل نشده است. بههرروى در تعريفى ساده و ابتدايى مىتوان آزادى را نبودن مانع در راه خواستههاى انسان دانست.[٤]
در سخنان و انديشه امامخمينى قلمرو آزادى در محدوده قانون الهى است؛ زيرا خداوند
[١]. همان، ج ٣، ص ٤٠٦.
[٢]. همان، ج ٦، ص ٥٢٦.
[٣]. همان، ج ١٠، ص ٩٤.
[٤]. درباره معناى آزادى بنگريد به: موريس ويليام كرنستون، تحليلى نوين از آزادى، ص ٦٣- ١٣.