انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١١٦
نمىخواهيم؟ اسلام فقط براى دويست سال بود، يا اينكه اسلام تكليف را معين كرده است، ولى تكليف حكومتى نداريم؟ معناى نداشتن حكومت اين است كه تمام حدود و ثغور مسلمين از دست برود و ما [با] بىحالى دست روى دست بگذاريم كه هركارى مىخواهند بكنند، و ما اگر كارهاى آنها را امضا نكنيم، رد نمىكنيم. آيا بايد اين طور باشد، يا اينكه حكومت لازم است؟[١]
شش. استقرار نظام سياسى غيرطاغوتى و از بين بردن آثار طاغوت از جامعه
به اين دليل كه هر نظام سياسى غيراسلامى نظامى شركآميز است- چون حاكمش «طاغوت» است- ما موظفيم آثار شرك را از جامعه مسلمانان و از حيات آنان دور كنيم و از بين ببريم، و باز به اين دليل كه موظفيم شرايط اجتماعى مساعدى براى تربيت افراد مؤمن و بافضيلت فراهم سازيم و اين شرايط درست ضد شرايط حاكميت «طاغوت» و نظام شركآميز، و «فساد فى الأرض» است كه بايد از بين برود. در اين شرايط اجتماعى و سياسى، انسان مؤمن و متقى و عادل نمىتواند زندگى كند و بر ايمان و رفتار صالحش باقى بماند، و دو راه در برابر خود دارد: يا اجباراً اعمالى مرتكب شود كه شركآميز و ناصالح است، يا براى اينكه چنين اعمالى مرتكب نشود و تسليم اوامر و قوانين «طواغيت» نشود، با آنها مخالفت و مبارزه كند تا آن شرايط فاسد را از بين ببرد.
ما چاره نداريم، جز اينكه دستگاههاى حكومتى فاسد و فاسدكننده را از بين ببريم و هيئتهاى حاكمه خائن و فاسد و ظالم و جائر را سرنگون كنيم و حكومت اسلامى را كه حكومتى توحيدى است، برقرار كنيم.[٢]
هفت. آزاد كردن وطن اسلامى از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى وابسته
به گفته امامخمينى، براى اينكه وطن اسلامى را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى دستنشانده آنها برهانيم، ناگزير بايد حكومت اسلامى تشكيل دهيم تا بدينرو وحدت و آزادى ملتها نيز تحقق يابد:
امروز چطور مىتوانيم ساكت و بيكار بنشينيم و ببينيم عدهاى خائن و حرامخوار و عامل بيگانه به كمك اجانب و به زور سر نيزه، ثروت و دسترنج صدها ميليون مسلمان را تصاحب كردهاند و نمىگذارند از حداقل نعمتها استفاده كنند؟ وظيفه علماى اسلام و همه مسلمانان است كه به اين [رفتار] ظالمانه خاتمه بدهند و در اين راه- كه راه
[١]. همان، ص ٣٩.
[٢]. همان، ص ١٧ و ١٨.