انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٢٠٩
ابتكار عمل را از عامه مردم ربوده و با ايجاد مراكز انحصارى و چندمليتى نبض اقتصاد جهان را در دست گرفتهاند. آنها به تودههاى محروم باوراندهاند كه بايد تحت سلطه باشند، وگرنه راهى براى ادامه حياتشان نيست.[١]
امروز دنيا گرفتار اين دو قطب است ... كه خداى تبارك و تعالى انشاءالله نجات بدهد بشر را از اين دو قطب فاسد.[٢]
امروز شما نمىتوانيد يك كشورى را پيدا كنيد كه ... نه شرقى و نه غربى است؛ يا از بلوك شرقاند به طور رسمى يا از بلوك غرباند به طور رسمى و يا وابستهاند به طور پنهان. همان غير متعهدها هم باور نكنيد كه غير متعهدند. اگر در بينشان پيدا بشود، بسيار نادر است و ما امروز مواجهيم با همه قدرتهايى كه در منطقهها در سرتاسر دنيا قدرت در دست آنهاست.[٣]
امام همچنين معتقد است اين قدرتطلبىها سبب شده ارزشها مسخ شود و مفاهيمى همچون عدالت و حقوق بشر در خدمت قدرتهاى بزرگ تفسير گردد[٤] و سازمانهاى بينالمللى مجرى احكام آنها باشند.[٥]
بر اين اساس ايشان مىگويد:
اينكه جوانان ما مىگويند «نه شرق و نه غرب» معنايش اين است كه هيچكدام [از قدرتهاى بزرگ] در ايران دخالت نكنند و اين كاملًا بجا و بحق است.[٦]
ايشان مىافزايد: دوام و قوام جمهورى اسلامى ايران بر پايه سياست نه شرقى و نه غربى استوار است و عدول از اين سياست، خيانت به اسلام و مسلمين و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال كشور و ملت ايران خواهد بود.[٧] امام به صراحت اعلام داشت:
تا من هستم، از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم كرد. تا من هستم، دست
[١]. بنگريد به: همان، ص ٣٣٩ و ٣٤٠.
[٢]. همان، ج ١٨، ص ١٢٢.
[٣]. همان، ج ١٦، ص ٣٨٩.
[٤]. همان، ص ٢٥٧.
[٥]. همان، ج ١٧، ص ١٩٠.
[٦]. همان، ج ٨، ص ١١٤.
[٧]. همان، ج ٢١، ص ١٥٥.