انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٢٦
خمين در اين زمان مانند بسيارى از مناطق كشور از يكسو آماج تهاجم اشرار و از سوى ديگر صحنه درگيرىهاى خوانين محلى بود. اين كشمكشها در غياب قدرت دولت مركزى، موجب ناامنى گسترده براى مردم منطقه بود.
در اين ميان، وجود آقا سيد مصطفى مايه آرامش براى اهالى و مانع بزرگى براى زورگويان دولتى و خوانين بود؛ تا آنجا كه حتى خانه خود را با ديوارهاى بلند و برجهاى متعدد، سنگر دفاع از اهالى شهر قرار داد.[١] همين امر، موجب دشمنى و ايجاد توطئه توسط آنان گرديد. وى حتى يك بار به دستور نايبالحكومه دستگير و زندانى شد كه با وساطت يكى از سادات محترم شهر آزاد گرديد. اما ستمگرىهاى خوانين همچنان ادامه داشت. از اين رو در ذيقعده سال ١٣٢٠ ق. آقا سيد مصطفى براى ديدار با والى عراق (اراك) و شكايت از دو نفر از خوانين ستمگر معروف خمين، جعفرقلىخان و ميرزا قلىسلطان، به همراه چند نفر محافظ مسلح عازم اراك شد، اما در بين راه، آن دو با خلع سلاحِ سركرده محافظان، آقا سيد مصطفى را ترور كردند و سپس متوارى شدند. وى درحالىكه چهل و دو سال بيشتر نداشت، به شهادت رسيد.[٢]
روزى كه اين واقعه اتفاق افتاد، روحالله كوچكترين فرزند آقا سيد مصطفى، كمتر از پنجماه داشت. با قتل پدر، روحالله توسط مادر و عمه خود- كه زنى شجاع بود- بزرگ شد. شجاعت عمه امام تا بدان پايه بود كه موفق شد با پيگيرى بسيار، قاتل برادر را محاكمه كند و سرانجام حكم قصاص او را بگيرد. بىگمان شجاعت وى همواره تأثير خاصى بر شخصيت امام داشت.
ماجراى مرگ پدر براى روحالله- كه پدر را به خاطر نمىآورد- حماسهاى بود با درس ايستادگى در برابر ظلم و ستم خوانين و حكام وقت، و دفاع از محرومان و مستضعفين تا حد ايثار جان و شهادت. آنچه اين خاطره را براى او زنده نگاه مىداشت، روابط و مناسبات نادرست و ظالمانة ارباب- رعيتى بود كه روح ظريف و حساس كودك را مىآزرد. بعدها كه
[١]. همان، ص ١٥- ٨؛« مصاحبه با آيتالله پسنديده( برادر بزرگ امام)»، ندا، بهار ١٣٦٩، ص ١٢.
[٢]. همان، ص ٢٠- ١٨.