انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٧٧
از اين مملكت نروند يا اصلاح نشوند، شما به استقلال نخواهيد رسيد.[١]
من فكر مىكردم كه اگر ما بتوانيم يك ديوارى مثل ديوار چين بين شرق و غرب بكشيم، بين ممالك اسلامى و چه بكشيم- ديوار زمينى و هوايى كه مملكت ما از دست آنها نجات پيدا كند ...- به نفع ما بيشتر است.[٢]
به نظر مىرسد بيان چنين ديدگاهى از سوى امامخمينى در جهت ايجاد اعتماد به نفس و خودباورى در افراد جامعه است؛ بدينمعنا كه ملت براى برطرف كردن نيازهاى خويش اعتماد به نفس داشته باشد و چشم اميد به ديگران ندوزد. از اينرو، وى از چنين رابطهاى احتراز داشت و مىفرمود:
از هر امرى كه شائبه وابستگى ... دارد، به طور قاطع احتراز نماييد.[٣]
با توجه به بيانات امام، استقلال از نظر ايشان اولًا امرى شدنى است و دوم اينكه با استقلال مىتوان با جوامع ديگر ارتباط داشت و مبادله كرد. و سوم آنكه بايد تمام رگههاى وابستگى را در درازمدت قطع نمود:
ما واقعاً بايد به سمتى حركت نماييم كه ان شاءالله تمام رگههاى وابستگى كشورمان از چنين دنياى متوحشى قطع شود.[٤]
همچنين مىفرمود:
به مسئولين و دستاندركاران در هر رده نيز مىگويم كه شرعاً بر همه شما واجب است كه همت كنيد تا آخرين رگ و ريشههاى وابستگى اين كشور به بيگانگان را در هر زمينهاى قطع نماييد.[٥]
بنابراين آنهنگام استقلال در جامعه تحقق مىيابد كه به بيگانگان وابستگى فكرى يا عملى نداشته باشيم و آنها نتوانند در مقدرات جامعه نقشى داشته باشند و يا آسيبى به جامعه برسانند. اما حفظ اصل تمدن و ارتباط با بيگانگان، با اصل استقلال تعارضى ندارد.
[١]. همان، ج ١٠، ص ٣٩٠ و ٣٩١.
[٢]. همان، ص ٣٥٩.
[٣]. همان، ج ٢١، ص ٤٢٧.
[٤]. همان، ص ٢٩٠.
[٥]. همان، ص ١٥٦.