انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٧٢
فرهنگهاى سياسى، استقلال سياسى به معناى جدا بودن اقتدار (آتوريته) و حاكميت يك كشور از هر اقتدار ديگر[١] و يا قدرت يك دولت براى اداره امور داخلى و خارجى خود بدون جلبنظر و موافقت يك دولت ديگر[٢] است. شعار استقلال، يكى از شعارهاى مردم در دوران انقلاب بود كه امام همواره بر آن تأكيد داشت. اين شعار واكنشى بود در مقابل وابستگى رژيم شاه به آمريكا و عدماستقلال در تصميمگيرى سياسى كه تبعات آن موجب وابستگى در عرصههاى ديگر- همچون وابستگى اقتصادى، فرهنگى و امنيتى- شده بود.
در نگاهى كلى شعار استقلال، تلاش براى از بين بردن ابعاد وابستگى و ايجاد كشورى مستقل و بهدور از مداخلات خارجى بوده است. در تاريخ ايران معاصر و بهويژه از اواسط دوران قاجار، گسترش نفوذ دولتهاى خارجى همواره بهعنوان ويژگى بارز نظام سياسى در ايران تبلور خارجى داشته است.
بر اين اساس، يكى از جهتگيرىهاى مهم امامخمينى و بسيارى از انقلابيون و اسلامگرايان، تأكيد بر رفع اين وابستگىها و حركت به سوى ايجاد جامعهاى مستقل بوده است. امام به كرّات در سخنان و دست نوشتههاى خود واژه استقلال را به كار برده است. او ارزش حيات را به استقلال مىداند[٣] و از آن بهعنوان يكى از حقوق اوليه بشر ياد مىكند.[٤] بررسى آثار امام نشان مىدهد كه ايشان استقلال را در اين معانى استفاده كرده است: عدموابستگى،[٥] سرپيچى از تبعيت بيگانگان،[٦] نفى دخالت اجانب،[٧] عدمپيوستگى به غير،[٨] قطع نفوذ بيگانگان،[٩] آزادى و رها شدن از قيد و بند بيگانگان،[١٠] به دست گرفتن سرنوشت و
[١]. غلامرضا علىبابايى، فرهنگ علوم سياسى، ج ١، ص ٦١.
[٢]. همان، ص ٤٥.
[٣]. روحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٦، ص ٢١٩.
[٤]. همان، ج ٣، ص ١٣٠.
[٥]. همان، ج ٥، ص ٤٩٠؛ ج ١٧، ص ٤١٣.
[٦]. همان، ج ١٦، ص ٢٠٤.
[٧]. همان، ج ٥، ص ٢٣٦.
[٨]. همان، ج ٧، ص ١٣٦.
[٩]. همان، ج ٢١، ص ٢٨٢.
[١٠]. همان، ج ٥، ص ١٨٥.