انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٧٨
در مجموع از آنجا كه امامخمينى هدف آفرينش را تربيت انسان مىداند و آدمى را موجودى هدفدار و تربيتپذير، و زندگى اينجهانى را نيز مقدمهاى براى رشد و تعالى انسان مىشمارد، اين نوع نگاه به هستى و انسان تأثير خاصى بر انديشه سياسى ايشان برجاى نهاده است؛ آنگونه كه از نگاه وى سياست نيز بايد در همين راستا (ايجاد محيطى مناسب براى رشد و تعالى انسان) تعريف گردد. در اينباره وى بر ضرورت اجراى قوانين الهى و برقرارى حكومتى متأثر از اسلام در جامعه تأكيد مىكند.
ب) مبانى كلامى امامخمينى
مبانى كلامى، يعنى مبانى اعتقادى دينى كه از طريق استدلال پذيرفته مىشود و شامل مباحثى همچون توحيد، نبوت، معاد، امامت، عدل و بحث انتظار از دين و ... است؛ باورهايى كه در انديشه سياسى متفكران تأثيرى بسزا دارد.
يكى از مباحث مهم كلامى، توحيد و حاكميت انحصارى خداوند است. امامخمينى اين باور را پايه همه اعتقادات از جمله عقايد سياسى خود مىداند و در پاسخ به پرسش خبرنگارى مىگويد:
اعتقادات من و همه مسلمين همان مسائلى است كه در قرآنكريم آمده است و يا پيامبر اسلام (ص) و پيشوايان بهحق، بعد از آن حضرت بيان فرمودهاند كه ريشه و اصل همه آن عقايد- كه مهمترين و با ارزشترين اعتقادات ماست- اصل توحيد است. مطابق اين اصل ما معتقديم كه خالق و آفريننده جهان و همه عوالم وجود و انسان، تنها ذات مقدس خداى تعالى است كه از همه حقايق مطلع است و قادر بر همه چيز است و مالك همه چيز. اين اصل به ما مىآموزد كه انسان، تنها در برابر ذات اقدس حق بايد تسليم باشد و از هيچ انسانى نبايد اطاعت كند، مگر اينكه اطاعت او اطاعت خدا باشد. بر اين اساس، هيچ انسانى هم حق ندارد انسانهاى ديگر را به تسليم در برابر خود مجبور كند و ما از اين اصل اعتقادى، اصل آزادى بشر را مىآموزيم كه هيچ فردى حق ندارد انسانى و يا جامعه و ملتى را از آزادى محروم كند؛ براى او قانون وضع كند؛ رفتار و روابط او را بنا به درك و شناخت خود- كه بسيار ناقص است- و يا بنا به خواستهها و اميال خود تنظيم نمايد و از اين اصل ما نيز معتقديم كه قانونگذارى براى پيشرفتها در اختيار خداى تعالى است؛ همچنان كه قوانين هستى و خلقت را نيز خداوند مقرر فرموده است و سعادت و كمال انسان و جوامع، تنها در گروه اطاعت از