انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٧٤
در اين مرحله از استقلال جامعه، مردم نوع نظام سياسى و خطوط اصلى حركت اجتماعى خويش را- كه در قانون اساسى متبلور شده- تعيين مىكنند و زمامداران و كارگزاران نظام را برمىگزينند تا به اداره و رهبرى جامعه بر اساس برنامههاى پذيرفتهشده بپردازند. استقلال در اين مرتبه بسيار عميقتر و دشوارتر است. بر همين اساس، امام بر اين نوع استقلال تأكيد بيشترى داشته است. براى مثال در مورد جامعه ايران مىفرمايد:
بايد ايرانى بسازيم كه بتواند بدون اتكا به امريكا و شوروى و انگلستان- اين جهانخواران بينالمللى- استقلال سياسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى خويش را به دست گيرد و روى پاى خود بايستد.[١]
ايشان به لحاظ نظرى براى تحقق اصل استقلال در جامعه اسلامى، اصل نه شرقى و نه غربى را مطرح ساخت و آن را اصل و پايهاى براى مبارزه رهايىبخش خود از سلطه بيگانگان و استبدادگران داخلى قرار داد؛ اصلى كه به معناى نپذيرفتن سلطه از ناحيه هر قدرتى است. بنابراين در نگاه امامخمينى، اين مسئله پذيرفته نيست كه براى رهايى از سلطه و نفوذ يك قدرت، به قدرت ديگرى روىآوريم و از دامن يك سلطهگر بيگانه به دامن ديگرى بيفتيم. بر همين پايه، امام از يكسو اساس روابط دوستانه، برابر و انسانى را در سياست خارجى جامعه اسلامى مورد توجه قرار مىدهد و از ديگرسو مطرح مىسازد كه دخالت و سلطه را از هيچ قدرتى نمىتوان پذيرفت:
اينكه جوانان ما مىگويند «نه شرق و نه غرب»، معنايش اين است كه هيچ كدام در ايران دخالت نكنند و اين كاملًا بجا و بحق است.[٢]
با توجه به ديدگاه ايشان درباره اداره امور جامعه و سياست مىتوان گفت او استقلال را اينگونه معنا مىكند كه اداره كشور و دستگاه سياسى آن و نيز ادارهكنندگان آن از سلطه و نفوذ بيگانگان آزاد باشند و سرنوشت مقدرات كشور از سوى ملت تعيين گردد و اداره آن بر اساس قوانين اسلام باشد.
[١]. همان، ج ٩، ص ٢٥.
[٢]. همان، ج ٨، ص ١١٤.