انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٦٣
با رجال سياسى رايج تفاوت بسيار دارد. عارف كسى است كه از دنيا و متعلقات آن بريده است و به كشمكشها و هياهوهاى اين دنيا بىاعتناست. او همه عالم مادى را به هيچ مىانگارد و در عزلت، هماره به ذكر و عبادت خدا مشغول است و از هر فكر يا عملى كه باعث آلودگى به امور دنيايى شود، مىپرهيزد. اين در حالى است كه سياستمدار، تنها به اين دنيا مىانديشد و دغدغهاش پيشافتادن از رقبا و حريفان است. او مجبور است با خونسردى تصميمهايى بگيرد كه گاه به خونريزى و قربانى شدن انسانها منجر مىشود. به همين دليل، بىگمان جنبه عرفانى زندگى امام پيچيدهترين جنبه شخصيت و زندگى ايشان است.
اين ويژگىهاى عرفانى، در زندگى فردى و اجتماعى و سياسى وى تأثيرات بسزايى نهاده بود؛ بهگونهاى كه جالبترين ويژگى زندگى شخصى امام، صميميت و رفتار با اطرافيان از موضعى برابر (در مقابل رابطه خشك و اقتدارى) است. ايشان نگاه حقارتآميز به بندگان خدا و ناچيز شمردن اعمال مردم را از مظاهر عجب و باعث هلاكت انسان مىدانست[١] و خود نيز در برخورد با انسانها (حتى كودكان)، به كرامت انسانى آنها احترام بسيار مىنهاد. امام هيچگاه از كسى تقاضاى شخصى نمىكرد و از محول كردن انجام امور خود به ديگران نيز خوددارى مىنمود.
تجلى ديگر اين باور انسانشناسانه، در ادب امام و احترام به ديگران بود: در تمام مدت تدريس، در برابر شاگردان دو زانو و مؤدب مىنشست. افرادى كه در كوچه و خيابان با او برخورد مىكردند، وى را فردى متين، باوقار و متواضع مىيافند.[٢] كمتر كسى توانست براى سلام گفتن، بر او پيشى بگيرد و هرگاه در مجلسى وارد مىشد، به همگان سلام مىكرد. او پيش از نشستن همسر بر سر سفره، هرگز دست به غذا نمىبرد.[٣]
رعايت حقوق ديگران نيز در همه برخوردهاى امام ديده مىشد: به آشپز منزل خود تأكيد مىكرد مبادا به دليل انتساب به ايشان، مردمى كه در صف نانوايى ايستادهاند، نوبت خود را-
[١]. روحالله موسوىخمينى( امام)، چهل حديث، ص ٦٩.
[٢]. اميررضا ستوده،« مصاحبه با آيتالله امامىكاشانى»، پابهپاى آفتاب: گفتهها و ناگفتهها از زندگى امامخمينى، ج ٣، ص ٢٥٥.
[٣].« مصاحبه با علىاكبر آشتيانى»، همان، ج ٢، ص ٢٢.