انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٥٥
امامخمينى ادعاى «مخالف ترقى دانستن روحانيان» را بهشدت نفى مىكند و مىپرسد:
آيا مخالفت با استبداد و حمايت از استقلال كشور ارتجاع است؟[١] درخواست آزادى مطبوعات، كهنهپرستى است؟[٢] ما مرتجعيم كه مىگوييم بگذاريد به قانون اساسى عمل شود؟[٣] ما كه با مظاهر استعمارْ مخالفيم، مرتجعيم؟[٤] ما با كجاى تمدن مخالفت داريم؟ ما با فسادها مخالفت داريم![٥] كدام روحانى گفته است كه ما با فلان مظاهر تمدن مخالفيم؟[٦] اسلام در اعلا مرتبه تمدن است. مراجع عاليقدر در اعلا مرتبه تمدن هستند.[٧]
امام در اعلاميه مشترك خود با چهار تن ديگر از مراجع، اين گفتگو را ادامه داد و ديگربار به نقد دو اصطلاح «مترقى» و «مرتجع» پرداخت. وى مانند سخنرانى پيشين خود به گونهاى استفهامى دلايل مبارزه خود را با دولت بيان نمود و وظيفه علماى اسلام را دفاع از استقلال مملكت، مبارزه با ظلم، مخالفت با اسرائيل و دشمنان اسلام و همپيمان شدن با آنها، مخالفت با اعدامهاى بىمورد و تبعيدهاى دستهجمعى و محاكمات غيرقانونى و بيان مصالح كشور دانست و سپس پرسيد: «آيا اينها جرم است؟ اينها ارتجاع سياه است؟»[٨] در اين اعلاميه، امام ضمن تأكيد بر برنامه علما مبنى بر دفاع از اسلام و استقلال كشور، اتحاد مسلمانان، مخالفت با اسرائيل و استعمار و رنج بردن از وضعيت نامناسب اقتصادى كشور مىافزايد: «اگر اينها [ارتجاع سياه] است، بگذار ما مرتجع باشيم!»[٩]
در سالهاى بعد، امام از يكسو الگوى مطلوب و جامعه آرمانى خود را ترسيم كرد و در مجموعه دروس خارج فقه خود در نجف در ١٣٤٨ كه تحت عنوان «ولايتفقيه» منتشر شد، به ارائه الگوى حكومت اسلامى و ويژگىهاى حاكم اسلامى پرداخت. از ديگرسو، وى در اين
[١]. روحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ١٠٣.
[٢]. همان، ص ١٠٧.
[٣]. همان، ص ٢٨٨.
[٤]. همان، ص ١١٢.
[٥]. همان، ص ٣٠٠.
[٦]. همان، ص ٢٢٩.
[٧]. همان، ص ٣٠١.
[٨]. همان، ص ٣٣٦.
[٩]. همان، ص ٣٣٦ و ٣٣٧.