انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٤٤
در دوره پهلوى اول مىدانست، معتقد بود اين اقدامات تلاشهايى براى تداوم همان خط فكرى و گسترش نفوذ عوامل استعمار (صهيونيستها و بهاييان) در اركان تصميمگيرى كشور و گسترش فساد و فحشاست.
مسئله نفوذ بهاييان در دستگاههاى سياسى كشور در دهههاى ٢٠ و ٣٠ به شكل ويژهاى در كشور مطرح بود. حضور پزشكى بهايى به نام «ايادى» در دربار بهعنوان طبيب مخصوص شاه و تلاشهاى وى براى گسترش نفوذ بهاييان در دستگاههاى سياسى و تصميمگيرى كشور[١] و حمايت دربار از اين امر، همواره با واكنشهاى منفى علما روبهرو بود. به رسميت شناختن اسرائيل توسط دولت ايران (١٣٢٨) و حمايت از نفوذ صهيونيستها در ايران نيز اين مسئله را تشديد مىكرد؛ آنگونه كه به نظر بسيارى از علما، صهيونيستها و بهاييان بهعنوان عوامل اصلى امريكا و انگليس مىكوشيدند دستگاههاى سياسى را در قبضه خود گيرند و به حذف اسلام و روحانيت بپردازند.[٢]
اين قضيه در زمان آيتالله بروجردى موجب واكنش ايشان شد و نگرانى خود را از گسترش نفوذ آنان به شاه اعلام داشت.[٣] سرانجام سخنرانىهاى مذهبى عليه اين گروهها منجر به حملات مردم مسلمان به مراكز تبليغاتى بهاييان در تهران (١٣٣٤) شد و همين امر شاه را بر آن داشت تا دستور بستن اين مركز (حظيرة القدس) را صادر كند.[٤] اما همواره حمايتهاى دربار از اين گروه مايه نگرانى آيتالله بروجردى تا پايان عمر بود.[٥]
بر اين اساس به نظر علما هدف دولت در لايحه انجمنها پس از فوت آيتالله بروجردى- كه با فشارهاى امريكا انجام مىشد- اين بود كه يهوديان و بهاييان را در ايران به حكومت برساند و فرقه ضاله بهايى بهطور قانونى سركار آيد و پس از آن بهتدريج فعاليت رسمى خود را براى تصرف تمامى اهرمهاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى آغاز كند.[٦]
[١]. حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ص ٢٠٣.
[٢]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفى، ص ١٨٧.
[٣]. همان، ص ١٨٩.
[٤]. همان، ص ١٩٣.
[٥]. همان، ص ٢٠٠.
[٦]. همان، ص ٢٣٦.