انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٢٠٨
امامخمينى در آستانه پيروزى انقلاب براى آگاه نمودن افكار عمومى، درباره اصل استقلال به توضيح بيشترى مىپردازد:
ما خواهان قطع روابط [با قدرتهاى خارجى] نيستيم. ما خواهان قطع وابستگىهاى ايران به دُول خارجى هستيم.[١]
در حقيقت مبارزه با وابستگى كشور در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى و فرهنگى روى ديگر بحث استقلال است و جهتگيرى سياست خارجى از ديدگاه امام در راستاى مبارزه با ابعاد مختلف وابستگى است.
تأكيد بر اصل نه شرقى نه غربى در واقع به معناى نفى وابستگى به قدرتهاى بزرگ و نفى نظام موجود در روابط بينالملل بود. به گفته امامخمينى، دولتهاى استكبارى شرق و غرب بهويژه امريكا و شوروى عملًا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطينه سياسى تقسيم كردهاند: در بخش آزاد جهان، اين ابرقدرتها هستند كه هيچ حد و مرزى نمىشناسند و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار ملتها را امرى ضرورى و كاملًا توجيهشده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازين خودساخته و بينالمللى مىدانند. اما در بخش قرنطينه سياسى كه متأسفانه بيشتر ملل ضعيف عالم بهخصوص مسلمانان در آن محصور شدهاند، هيچ حق حيات و اظهار نظرى وجود ندارد و همه قوانين و مقررات، همان قوانين ديكتهشده و دلخواه نظامهاى زورگوست و از سويى بيشتر عوامل اجرايى اين بخش نيز همان حاكمان تحميلشده يا پيروان خطوط كلى استكبارند.[٢] بدينرو، بردگى جديدى بر همه ملتها تحميل شده و بيشتر جوامع در زندگى روزمره خود به اربابان زر و زور پيوند خوردهاند و حق تصميمگيرى در مسائل اقتصاد جهان نيز از آنان سلب شده است.[٣] آنان با داشتن منابع سرشار طبيعت و سرزمينهاى حاصلخيز و آبها و درياها و جنگلها و ذخاير، به فقر و درماندگى گرفتار آمدهاند و كمونيستها و زراندوزان و سرمايهداران نيز با ايجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حيات و
[١]. همان، ج ٥، ص ٤٦٧.
[٢]. بنگريد به: همان، ج ٢١، ص ٧٩.
[٣]. همان، ج ٢٠، ص ٣٣٩.