انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٧٦
دلالت دارد كه خداوند در ابتداى آفرينش به مخلوقات عطا مىكند. از آنجا كه انسان يكى از مخلوقات است، فطرت انسانى حقيقتى است كه با اعطاى آن، انسان از ساير پديدهها ممتاز مىگردد. از اينرو، فطرت آدمى ويژگىهايى دارد كه مختص اوست و ساير موجودات يا از آن بىبهرهاند و يا حظ كمى دارند:
فطرتهاى الهى ... از الطافى است كه خداى تعالى به آن اختصاص داده بنىالانسان را از بين جميع مخلوقات، و ديگر موجودات يا اصلًا داراى اينگونه فطرتهايى كه ذكر مىشود نيستند، يا ناقصاند و حظ كمى از آن دارند.[١]
مراد از امور فطرى، خصوصياتى است كه آدميان با آنها آفريده مىشوند؛ مانند اعتقاد به وجود مبدأ و توحيد و معاد و نبوت، كمالجويى، نقصگريزى، عشق به سعادت و آزادگى و جاودانگى و نيز عدالتخواهى و حقيقتجويى.
از نگاه امام، فطرت در اصلِ طينت و خلقت آدمى نهاده شده و همه انسانها آن را دارايند، اما با اينهمه، برخى از آن غافلاند. از سويى ديگر، اشتغالات مادى و نفسانى، فطرت انسان را در حجاب فرومىبرد كه تنها راه رهايى از آن نيز پرورش فطرت است.[٢] در واقع يكى از اهداف پيامبران همين موضوع بوده است.[٣]
بنابراين امامخمينى با توجه به ويژگىهايى كه از انسان برمىشمرد و براساس جايگاهى كه براى انسان قائل است، مصلحت و سعادت حقيقى و راستين او را در آن مىبيند كه اين موجود چند بعدى از همه استعدادهاى درونىاش بهره جويد و به منزلت حقيقى خود- كه شكوفا كردن فطرت خويش و رسيدن به مقام خليفه اللهى است- واصل گردد. براى نمونه در شرح چهل حديث آورده است:
هان اى عزيز! گوش دل بازكن و دامن همت بهكمر زن. شايد بتوانى خود را بهصورت انسان گردانى و از اين عالم بهصورت آدمى بيرون روى كه آن وقت از اهل نجات و سعادتى.[٤]
[١]. همو، شرح چهل حديث، ص ١٨٠.
[٢]. همو، ديوان اشعار، ص ٦٥.
[٣]. همو، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ٧٨ و ٧٩.
[٤]. همو، شرح چهل حديث، ص ١٦.