انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٢٠١
نگرش از آنجا مايه مىگيرد كه او آزادى را نه ناشى از حقوق طبيعى حيوانى، بلكه ناشى از حقوق فطرى انسان مىشمرد.
او در مقابله با برخى افراد كه از آزادى غيرمشروط حمايت مىكردند، خواسته آنان را «حمايت از آزادى مخالف اخلاق و سنن انسانى» مىدانست.[١]
بررسى برخورد امامخمينى با شاخصهايى همچون آزادىهاى سياسى و اجتماعى مانند وجود مطبوعات آزاد و رسانههاى گروهى، پذيرش وجود احزاب يا جناحهاى مختلف فكرى، عدماجبار در اقدامات سياسى نظير رأى دادن و انتخاب نمايندگان، قبول آزادى شغل، انتخاب محل سكونت و نوع زندگى و آزادى بيان و عقيده، بهخوبى نشان مىدهد كه امام اصل آزادى را براى مصالح جامعه و قانون و شريعت مورد حمايت جدى قرار مىداد.
وى بر آزادى عقيده و بيان و آزادى مطبوعات را بهشدت تأكيد مىكرد، اما معتقد بود آزادى بايد در جهت رشد و هدايت و تربيت جامعه باشد. امام تخطئه و اشكال را هديهاى الهى براى رشد انسانها مىدانست، اما آن را جدا از توطئه مىشمرد. او انتقاد از وضع موجود را در قالب امربهمعروف و نهىازمنكر بر همه ملت واجب مىدانست.
امام با حضور احزاب و جناحهاى مختلف موافق بود، ولى دراينباره نيز مانند ساير شاخصها شرايط و محدديتهايى را قائل بود. وى احزابى را كه مخالف مصالح كشور و مصالح مردم بودند، ممنوع مىدانست. او درخصوص ديگر شاخصها معتقد بود: اسلام انسان را آزاد و مسلط بر خودش، مالش، جانش و ناموسش خلق كرده است ... انسان در مسكن آزاد است. در مشروب و مأكول آنچه برخلاف قوانين الهى نباشد، آزاد است. او در مشى و در انتخاب شغل آزاد است.
مجموعه اين مباحث نشان مىداد امامخمينى مىكوشيد تا مفهوم آزادى را بهعنوان «ارزش فطرى» در مقابل مفهومى از آزادى مطرح كند كه به نظر وى در غرب تحريف شده بود. او مفهوم واقعى آزادى را بازسازى نمود كه همان آزادى ابعاد انسانى است كه بايد آدمى را براى رسيدن به كمال يارى دهد.
[١]. همان، ص ٨٣.