انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٢٠٠
در جايى ديگر امام مىفرمايد:
اسلام از فسادها جلوگرفته و همه آزادىها را كه مادون فساد باشد داده. آنى كه جلوگرفته فسادها است گرفته است و ما تا زنده هستيم، نمىگذاريم اين آزادىهايى كه آنها مىخواهند- تا آن اندازهاى كه مىتوانيم- تحقق پيدا كند.[١]
تأكيد امام بر ديدگاههاى مذكور ناشى از آن است كه ايشان آزادى را برخاسته از فطرت الهى انسان مىدانست. اين موضوع موجب مىشد امام آزادى را در چهارچوب قوانين فطرى الهى بداند كه به نظر وى همان قوانين تكاملى انسان است. او در پاسخ به كسانى كه معتقد بودند در غرب مسئله آزادى بدون حد و مرز بوده و مسئلهاى حلشده است، مىگفت: «خران و حيوانات اين نوع آزادى را از خيلى مدتها پيش حل كردهاند.»[٢]
محدوديتهاى مورد نظر امام در دو دسته خلاصه مىشد: يكى محدوديتهايى كه ناظر به مصالح جامعه، مردم و حفظ ثبات نظام سياسى و اجتماعى است و در هر جامعهاى ديده مىشود و ديگرى محدوديتهايى كه از التزام حكومت و جامعه به ديانت اسلام منبعث است و تمايز اصلى دو مفهوم غربى آزادى و مفهوم اسلامى آن را معين مىكند.
وى در مورد آزادىهاى نوع اول مىگويد: «آزادى بايد منطقى و طبق قانون باشد و آزادى در هرج و مرج، كشتار، ضرب و جرح مردم و توطئه، آزادى نيست، بلكه سلب آزادى است.»[٣]
امام افزون بر اين امور، درباره آزادىهاى نوع دوم معتقد است:
ما آزادى كه اسلام در آن نباشد، نمىخواهيم ... آزادى در پناه اسلام مىخواهيم ... وقتى اسلام نباشد؛ وقتى پيغمبر اسلام مطرح نباشد؛ وقتى قرآن مطرح نباشد؛ هزار تا آزادى باشد. ممالك ديگر هم آزادى دارند؛ ما آن را نمىخواهيم. اسلام است كه براى ما آزادى، يك آزادى سالم، آزادى صحيح تأمين مىكند.[٤]
وى بىبندوبارى، فساد اخلاقى و اختلاط نامشروع زنان و مردان را آزادى نمىداند. اين
[١]. همان، ج ٨، ص ٣٣٩.
[٢]. همان.
[٣]. همان، ص ٢٧؛ ج ٦، ص ٢٥٨.
[٤]. همان، ج ٧، ص ٤٦٠.