انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٩١
«ارتجاعى» مىشمرد.[١] از نظر ايشان، گرچه در تاريخ ايران «گبريّت» هم وجود داشته،[٢] وى ايران را زادگاهى محترم مىداند، ولى اساس را اسلام ذكر مىكند[٣] و مىافزايد:
ملى به معناى صحيح آن، نه آنچه روبهروى اسلام عرض اندام كند.[٤]
او معتقد است:
ملت ايران يك نقطه اتكايى دارد و آن اسلام است.[٥]
بر همين اساس، منظور وى از فرهنگ ايرانى در واقع فرهنگ ايرانى- اسلامى است. اصولًا تأكيد امامخمينى بر هويت اسلامى در ايران به معناى هويتى انسانى و فطرى است.
او با اعتقاد به وجود هويتى ذاتى براى انسان كه همان هويت فطرى اوست، معتقد است چون جامعه مجموعهاى از انسانهاست، اين هويت فردى مسير هويت جمعى را شكل دهد و به همينرو هويت واقعى جوامع نيز متأثر از هويت اصيل انسانى و هويت فطرى است كه بايد براى احياى آن كوشيد.
براين پايه، ايشان عناصر غيرفطرى همچون نژاد، خون، رنگ، سياست و جغرافيا را عناصرى مهم در شكل دادن به هويت اصيل جوامع نمىداند، بلكه اينها را حداكثر باعث تفكيك صورى جوامع مىشمرد.
٤. راهكارهاى احياى هويت از ديدگاه امامخمينى
امامخمينى بر اساس اين گفتمان، راهكارهايى را براى احياى آن مطرح مىكند كه نخستين و مهمترين آن، «نفى خود كاذب» است. از ديدگاه امام، «فرهنگ منحرفانهاى از غرب، شرق، اسلام و ايران» به جاى فرهنگ واقعى و اصيل اسلامى- انسانى ما نشسته و هويت كاذبى[٦]
[١]. همان، ص ٨٩.
[٢]. همان، ج ٩، ص ٢٠٣.
[٣]. همان، ص ٢٠٣؛ ج ١٣، ص ٥٠.
[٤]. همان، ج ٢١، ص ٩٢.
[٥]. همان.
[٦] فوزى، يحيى، انديشه سياسى امام خمينى (ره)، ١جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: هفدهم، ١٣٩٠.