انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٨٣
٢. سطوح مختلف تعريف عدالت و شاخصهاى عدالت اجتماعى از ديدگاه امامخمينى
امام گاه عدل را «ضد جور» مىشمرد[١] و گاه آن را رعايت حد وسط در امور و افعال «و همچون مسيرى مستقيم و معتدل مىداند[٢] و گاه نيز از آن بهعنوان تعديل قواى انسانى و قواى باطنيه و ظاهريه ياد مىكند.[٣] ايشان در پارهاى از آثار خود عدل را صفت نفسانى ريشهدار (ملكه) مىداند كه به مدد آن انسان به تقوا و ترك محرمات و انجام واجبات سوق داده مىشود.[٤]
از منظرى ديگر، امامخمينى اصولًا در سه سطح به بحث عدالت پرداخته است.
١. عدالت را صفت پروردگار و فعل ربوبى معرفى مىكند و عالم را تجلى اين صفت الهى، و اساس عالم را نيز موازين عدل مىداند.[٥]
٢. عدالت را صفت اخلاقى فرد مىشمرد و آن را مفهوم حد وسط در امور مىداند: «بدان كه عدالت عبارت است از حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضائل اخلاقيه است.»[٦] در اين راستا، امام نفس انسان را متشكل از دو جزء مىداند: يك. جزء متعقل كه منشأ حكمت و عدالت است؛ دو. جزء غيرمتعقل كه منشأ خشم و شهوت و غضب است. اجزاى غيرمتعقل به منزله قوايىاند كه سرچشمه تمام ملكات حسنه و سيئه هستند.[٧]
به تعبير امامخمينى، هر كدام از اين قوا منشأ نوعى رفتارهاى انسانىاند و به تناسب رشد جسمانى او توسعه مىيابند تا به كمال برسند. عدالت در اين بعد به معناى حد وسط (به دور از افراط و تفريط) است و نمودش در رفتار انسانى هنگامى است كه رفتار و اخلاق فرد برآيند نسبت مساوى دخالت هر يك از اين سه قوه با نظارت قوه عاقله باشد.
«در اخلاق نفسانيه، عدالت به مثابه اعتدال قواى ثلاثه است.»[٨] بر اين اساس، عدالت
[١]. همو، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ١٥٠.
[٢]. همان.
[٣]. همان، ص ١٥١.
[٤]. همو، تحرير الوسيله، مسئله ٢٨، فروع تقليد.
[٥]. همو، چهل حديث، ص ١١٢.
[٦]. همو، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ١٤٧.
[٧]. همان، ص ١٤٩.
[٨]. همان، ص ١٤٨.