انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٧٣
مقدرات خويش،[١] خروج از نفوذ استعمار،[٢] قطع ايادى اجانب،[٣] تحت نظر ديگران نبودن[٤] و اداره مستقل مملكت.[٥]
از نظر امامخمينى، كشور زمانى مستقل است كه جز به منافع ملى و مصالح مكتب خويش نينديشد و محور تصميمگيرى همان منافع كلى جامعه و مصالح عمومى باشد. لازمه اين نوع استقلال آن است كه رهبران در تصميمگيرىها از نفوذ بيگانه بهدور باشند. ايشان مىگويد:
ما مىگوييم آقا! غلام حلقه به گوش ديگران نباشيد ... استقلال را حفظ كنيد؛ تبعيت را دست برداريد.[٦]
همچنين امام در پاسخ به خبرنگارى منظور از استقلال را چنين مىداند: «رهبرى سياسى از سلطه بيگانه آزاد شود.»[٧]
او نظير همين مفهوم را درباره ملتهاى مسلمان و مستضعفى كه تحت سلطه زورمندان جهانى قرار گرفتهاند، با تعابير مختلف به كار برده است. مثلًا مىگويد:
ملت ايران ... اميد دارد دست اجانب را از جميع ممالك اسلامى كوتاه كند و استقلال را به آنها برگرداند.[٨]
بنابراين استقلال در اين مرحله به معناى رهايى و آزادى از حيطه حاكميت و سلطه سياسى مستكبران بر ملتهاى ديگر است.
مرحله دوم در ديدگاه امامخمينى، در قالب به دست گرفتن سرنوشت سياسى و رهبرى جامعه به سوى آرمانهاى پذيرفتهشده (بدون دخالت و سلطه بيگانگان) مطرح شده است.
[١]. همان، ص ١٦؛ ج ١١، ص ٥٠٩؛ ج ١٥، ص ٧٣.
[٢]. همان، ج ٢، ص ٤٦٠.
[٣]. همان، ج ٣، ص ٣١٧؛ ج ٢، ص ٤٩٥؛ ج ٤، ص ٤٠٩؛ ج ٨، ص ٥١٨.
[٤]. همان، ج ٤، ص ٢٧٧.
[٥]. همان، ج ٥، ص ١٦.
[٦]. همان، ج ١، ص ٢٨٧ و ٢٨٨.
[٧]. همان، ج ٤، ص ٣٥٩.
[٨]. همان، ج ٨، ص ١٥٠.