انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٥١
منتخبان واقعى مردم امور مملكت را اداره خواهد كرد.[١] وى جمهوريت را شكل حقوقى رژيم و همچون قالبى مطرح نمود كه محتوايش اسلام است:
اينكه ما جمهورى اسلامى مىگوييم، اين است كه هم شرايط منتخب و هم احكامى كه در ايران جارى شده، اينها بر اسلام متكى است، لكن انتخاب با ملت است. طرز جمهورى هم، همان جمهورى است كه در همه جا هست.[٢]
الگوى جديدى كه مىتوان از آن به مردمسالارى دينى ياد كرد، از يكسو متأثر از مبانى فكرى شيعى و انديشه امامت و از ديگرسو برآمده از توانايىهاى فقه شيعه در پذيرش نهادها و امور عقلايى در حوزه سياست است. و در واقع امامخمينى دموكراسى را ابزارى براى كارآمدى نظام سياسى مىدانست تا از اين طريق اهداف اسلامى حكومت محقق شود. بنابريان دموكراسى به عنوان يك ايدئولوژى و فلسفه سياسى و غايت نظام سياسى مطمحنظر نبود. از اينرو، امام همواره از قيد «اسلامى» همراه با «دموكراسى» استفاده مىكرد و دموكراسى اسلامى را مدلى برتر مىانگاشت.
٤. مشاركت سياسى، مهمترين مظهر جمهوريت در انديشه امام
يكى از مهمترين مظاهر جمهوريت در انديشه سياسى امام، تأكيد بر لزوم مشاركت سياسى مردم و حق نظارت آنهاست. اصل مشاركت كه از بنيادىترين اصول اجتماعى مردمسالارى در نزد امام بود، حقى است مبتنى بر اعتقاد به برابرى و آزادى همه قشرهاى جامعه. مشاركت سياسى در انديشه امام، هم حق و هم تكليف است؛ بدين بيان كه از يكسو حق اوليه هر فرد است «كه خودش انتخاب بكند يك چيزى را كه راجع به مقدرات مملكت خودش است» و از سويى ديگر تكليفى شرعى براى مسلمانان است كه سرنوشت سياسى خود را تعيين كنند. بنابراين «شركت در انتخابات يك تكليف شرعى است.»
بر اين اساس، امام تلاش نمود جايگاه اين مشاركت را در قانون اساسى نهادينه كند و مردم را به حضور در صحنههاى مهم سياسى ترغيب نمايد. مردم طى سالهاى بعد از انقلاب
[١]. همو، صحيفه امام، ج ٤، ص ٢٤٤.
[٢]. همان، ص ٤٧٩.