انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٤٨
امام در سخنان ديگرى تأكيد كرد كه عمال بيگانه مىخواهند با اين اقدامات اسلام را از اين كشور حذف كنند: «اينها مىخواهند يا جمهورى را در اينجا ايجاد كنند كه اسلام نباشد، يا جمهورى دموكراتيك را كه باز اسلام در كار نباشد، يا جمهورى دموكراتيكى اسلامى ... را كه باز يك رنگ غربى به آن بدهند.»[١]
در هر حال هدف الگوى سياسى امامخمينى رسيدن به يك نظام مطلوب سياسى بود؛ نظامى كه بىشك از نظر امام دمكراتيك بود، اما به طور كامل با دموكراسى غربى انطباق نداشت، بلكه داراى تشابهات و تعارضات خاصى بودند. جمهورى اسلامى، هم داراى وجوهى منحصربهفرد است كه ناشى از قيد اسلاميت آن مىباشد و هم داراى وجوهى مشترك با دموكراسىهاى موجود كه ناشى از قيد جمهوريت آن است. امام خود دراينباره منظور خود را از «جمهورى»، با منظور ديگران داراى وجهى مشترك مىدانست:
اما جمهورى به همان معنايى است كه همه جا جمهورى است، لكن اين جمهورى بر يك قانون اساسىاى متكى است كه قانون اسلام است. اينكه ما جمهورى اسلامى مىگوييم، اين است كه هم شرايط منتخب و هم احكامى كه در ايران جارى مىشود، اينها بر اسلام متكى است، لكن انتخاب با ملت است و طرز جمهورى هم، همان جمهورى است كه همه جا هست.[٢]
٣. امام و دموكراسى
در اين مباحث مىتوان ديدگاه امام را درباره دموكراسى نيز دريافت. اينكه امامخمينى با كاربرد واژه دموكراتيك براى نظام اسلامى مخالفت مىكند، به معناى مخالفت او با نقش مردم در حكومت نبود، بلكه بدين عوامل بازمىگشت: او معتقد بود اولًا اين واژه داراى ابهام است و معناى واضحى ندارد. به گفته ايشان، «دموكراتيكى كه در طول تاريخ، پيراهنش»[٣] مرتب عوض شده و معانى مختلفى به خود گرفته، نمىتواند محتواى نظام ما باشد:
ما دموكراتيك سرمان نمىشود؛ براى اينكه دموكراتيك در عالم، معانى مختلفى دارد.[٤]
[١]. همان، ج ٦، ص ٣٧٢.
[٢]. همان، ج ٤، ص ٤٧٩.
[٣]. همان، ج ١١، ص ٤٥٨.
[٤]. همان، ص ٢٨٠.