انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٢٩
مردم را پايمال مىكند و سرانجام آن كس كه سنت پيامبر (ص) را معطل مىگذارد، سبب هلاك امت مىشود.
اصولًا عدالت از منظر امام، ملكهاى نفسانى و حالتى شهودى در حاكم است كه مانع گناهآلودى و حركت وى به سوى ظلم و استبداد مىشود.
ملكه بودن عدالت، مورد اتفاق غالب فقها، متكلمان و فلاسفه است. اين حالت نفسانى براثر تمرين، گرايش به حق و حقيقت، تقوا، گذشتن از منافع خصوصى، اولويت دادن به مصالح عمومى و طى طريق عدالت، در سطوح گوناگون و بهتدريج در فرد شكل مىگيرد و او را از ارتكاب محرمات و صدمه به ديگران بازمىدارد و از اينسو به اقامه واجبات، ايثار در راه مصالح عامه، ازخودگذشتگى، پاكى، مروت و اعتدال فرامىخواند.
امامخمينى در تعريف عدالت مىنويسد:
عدالت صفت نفسانى ريشهدارى است كه همواره انسان را به ملازمت تقوا، ترك محرمات و فعل واجبات وادار مىكند.[١]
اين نگاه به عدالت، نگاهى است فقهى كه در ابواب گوناگون فقه، ازجمله شرايط كسانى است كه مسئوليت يا تكليفى خاص را مىپذيرند؛ مانند ولىفقيه، امامجمعه، امامجماعت، قاضى و شاهد. عدالت از اين منظر، داراى سطوح متعددى است كه پايينترين آن عمل به واجبات و ترك محرمات در ظاهر و ملأ عام است، از اينرو عدالت با ترك واجبى يا انجام دادن حرامى ساقط مىگردد. البته ايشان بر تأثير گناهان صغيره نيز تأكيد دارد، به همين رو پس از تعريف عدالت مىنويسند: صفت عدالت به لحاظ حكم فقهى، با ارتكاب گناهان كبيره يا اصرار بر گناهان صغيره زايل مىشود و بلكه بنابر احتياط، فرد با ارتكاب صغيره (بدون اصرار) نيز از عدالت مىافتد، اما اگر ملكه عدالت در فرد باقى باشد، صفت عدالت با توبه بازمىگردد.
از ديدگاه قانون اساسى مورد تأييد امامخمينى، معيار ارزيابى عدالت و يا انحراف از عدالت فقيه، بر عهده مجلس خبرگان منتخب ملت است.
[١]. همو، تحرير الوسيله، فروع تقليد، مسئله ٢٨.