انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١٢٧
از نظر امام:
حكومت در نظر مجتهد واقعى، فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است. حكومت نشاندهنده جنبه عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است. فقه تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است.[١]
از همين روى، بخش عظيمى از فقه را مسائل حوزه سياست و حكومت تشكيل مىدهد. دليل اساسى اهميت دانش فقه و از دلايل غناى آن نيز همين ويژگى است؛ زيرا فقه نه فقط دانش احكام فردى، كه دانش احكام، قوانين و مقررات سياسى و اجتماعى نيز هست و فقيه كسى است كه بر تمام ابعاد فقه احاطه دارد و همه قوانين، حقوق و احكام اسلامى را مىشناسد. بىگمان چنين فقهى حافظ اسلام است:
اين فقه است كه اسلام را حفظ كرده و تا آخر حفظ مىكند؛ ان شاء الله.[٢]
از نظر امام، مجتهد يا فقيه بايد داران اين ويژگىها باشد: ١. دانستن علوم عربى به مقدار مورد نياز؛ ٢. آشنايى با محاورات عرفى و لسان مردم مورد خطاب قرآن و سنت؛ ٣. آشنا به علم منطق؛ ٤. دانستن مسائل مهم اصول فقه كه در فهم احكام شرعى مؤثر است؛ ٥. آگاهى از علم رجال به مقدار نياز در تشخيص روايات؛ ٦. انس و آشنايى با قرآن و سنت؛ ٧. جستجوى كامل گفتهها بهويژه نظريات پيشينيان تا در جهت خلاف شهرت و اجماع قرار نگيرد؛ ٨. بررسى فتاوا و اخبار اهلسنت بهويژه در تعارض اخبار، تا مجتهد را در فهم احكام يارى دهد؛ ٩. بهكار بستن همه توان در استنباط احكام ....[٣]
در مجموع دارا بودن فقاهت، يكى از مؤلفههاى لازم براى كسب صلاحيت رهبرى جامعه اسلامى است. امامخمينى شرط فقاهت را براى رهبرى كافى مىداند و معتقد است نيازى به شرط مرجعيت (مورد تأكيد در قانون اساسى سال ٥٨) نيست و اصولًا آن را غيرعملى مىداند.
[١]. همان، ج ٢١، ص ٢٨٩.
[٢]. همان، ج ١٣، ص ١٤.
[٣]. همو، الرسائل، ج ٢، ص ٩٤؛ همو، رساله نوين، ج ١، ص ٦٢ و ٦٣.