انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١١٨
تخطى ننمايند، اگر بايد جلو بدعتگذارى و تصويب قوانين ضداسلامى توسط مجلسهاى قلابى گرفته شود؛ اگر بايد نفوذ بيگانگان در كشورهاى اسلامى از بين برود، حكومت لازم است. اين كارها بدون حكومت و تشكيلات دولت انجام نمىشود. البته حكومت صالح لازم است؛ حاكمى كه قيمِ امين صالح باشد.[١]
امامخمينى در مواردى ديگر به احاديثى اشاره مىكند كه بر جامعيت دين دلالت دارند و همچنين به گفتارهايى از نهجالبلاغه و روايتى از حضرتزهرا كه در آنها از حكومت، به «عامل وحدتبخش جامعه اسلامى» ياد شده است. ايشان پس از طرح اين دلايل مىافزايد:
اكنون كه در دوران غيبت امام (ع) پيشآمده است و بناست احكام حكومتى اسلام باقى بماند و استمرار پيدا كند، تشكيل حكومت لازم مىآيد. عقل هم به ما حكم مىكند كه تشكيلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانيم جلوگيرى كنيم؛ اگر به نواميس مسلمين تهاجم كردند، دفاعكنيم. شرع مقدس هم دستور داده كه بايد هميشه در برابر اشخاصى كه مىخواهند به شما تجاوز كنند، براى دفاع آماده باشيد. براى جلوگيرى از تعديات افراد نسبت به يكديگر هم حكومت و دستگاه قضايى و اجرايى لازم است. چون اين امور به خودىخود صورت نمىگيرد، بايد حكومت تشكيل داد.[٢]
٣. ماهيت حكومت اسلامى از ديدگاه امامخمينى
پس از بحث ضرورت تشكيل حكومت اسلامى، حال پرسيدنى است حكومت اسلامى چه نوع حكومتى است و ماهيت آن چيست؟ همچنين مهمترين ويژگىهاى آن كداماند و چه تفاوتى با ديگر حكومتها دارد؟
يك. حكومت اسلامى، حكومت قانون اسلام
حكومت اسلامى از ديدگاه امامخمينى، حكومتى است كه در آن قوانين اسلامى اجرا گردد. ايشان اين تعريف را از مبانى كلامى اسلامى برگرفته است كه براساس آن، حاكميت از آنِ خداست و حاكميت خدا نيز حاكميت قوانين الهى است. به گفته امام، حكومت اسلامى حكومت قانون است كه در آن، حاكميت منحصر به خداست و قانون، فرمان و حكم خداست.
[١]. همان، ص ٣٠.
[٢]. همان.