انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ١١١
از سوى ديگر، سلطنت آشكارترين نوع غصب قدرت سياسى است.[١] در دوره حضور امامان معصوم، اركان سهگانه اين غصب، يعنى غاصب (شاه)، مغصوب (قدرت سياسى) و مغصوب عنه (معصوم (ع)) روشناند. در عصر غيبت نيز انتقال قدرت از معصوم به فرد ديگر داراى شرايط ويژهاى است و «براى حكومت شرع، آن كه لايق است، براى آنكه حاكم بر مسلمين باشد، شرايطى دارد كه در اينها اصلًا آن شرايط موجود نيست ....»[٢]
ايشان همچنين سه ويژگى رژيم، يعنى دينستيزى و اسلامزدايى، استبداد ديكتاتورى و وابستگى به اجنبى را به نقد مىكشد و برهميناساس، آن را اصلاحناپذير معرفى مىكند.
بدينرو، امام با نقد نظام سياسى سلطنتى موجود، الگوى سياسى مطلوب و جايگزين خود را تحت عنوان حكومت اسلامى مطرح كرد و از همه انديشمندان اسلامى خواست جهانبينى و نظامات اجتماعى اسلام را معرفى كنند تا مردم بدانند اسلام چيست و قوانين آن چگونه است. وى معتقد بود اگر ابعاد سياسى- اجتماعى اسلام به نيكى بازگو شود، مردم از استقرار حكومت اسلامى استقبال خواهندكرد.[٣] در واقع امام راهكار تحقق حكومت اسلامى را آگاهىبخشى به مردم و نماياندن تصوير درستى از اسلام مىدانست كه مىتواند جامعه را اداره كند. وى معتقد بود اين كار مستمر فكرى موجب مىگردد كمكم تودههاى آگاه و وظيفهشناس و ديندار در نهضت اسلامى گردآيند و حكومت اسلامى را تشكيل دهند.[٤] او همچنين در اين راه بر پاكسازى حوزهها و مقابله با مقدسمآبها و آخوندهاى دربارى تأكيد مىكند؛ آنانى كه اسلامى غيرسياسى و اجتماعى را مطرح مىكنند و به گفته امام، مانع تحقق حكومت اسلامىاند.
در هرحال با طرح مبسوط حكومت اسلامى از سوى امام در اين مقطع، موجىگسترده به وجود آمد و نويسندگان اسلامى به طرح ابعاد سياسى- اجتماعى اسلام پرداختند و توانستند تا اسلام را بهعنوان الگويى برتر در مقابل ايدئولوژىهاى ليبرال و ماركسيستى در جامعه مطرح كنند.
[١]. همان، ص ١١٨.
[٢]. همان.
[٣]. همو، صحيفه امام، ج ٥، ص ٢٠.
[٤]. همان، ص ١١٦.