نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٧ - بخش اول ماركسيسم و واقعگرايى(رئاليسم)
«افكار نمايش طبقات است»[١].
«افكار افراد زاده شرايط مادى زندگى است، يعنى شرايطى كه بهطبقه معينى اختصاص دارد»[٢].
«شناختى كه انسانها از حقيقت دارند، تفسير آنها از اين حقيقت، و نحوه استفاده از آن تابع تأثيرات و موضع طبقاتى آنهاست، و شناخت خصلتى طبقاتى دارد»[٣].
بنابراين هيچ انسانى نمىتواند آزاد از تأثيرات شرايط طبقاتى بينديشد، و هر انديشهاى خواه ناخواه منعكس كننده منافع و خواستههاى طبقهاى است كه انديشمند جزو آن طبقه بهشمار مىرود.
نتيجه اين طرز تفكر اين است كه دستيابى به «حقيقت» بهمعنى انعكاس واقعيتهاى عينى در ذهن امكان پذير نيست زيرا واقعيتهاى جهان خارج مستقل از انسان وجود دارند، و بستگى به شرايط درونى فرد يا جامعه انسانى ندارند، در حالى كه شناخت انسان- طبق نظريه ماركسيستها- بستگى به شرايط طبقاتى دارد و نمىتواند از چارچوب
[١] . اصول مقدماتى فلسفه، ص ١٨٨.
[٢] . همان.
[٣] . مبانى و مفاهيم ماركسيسم، ص ٦٢.