نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٣
و احياناً تحريفات و انحرافات از مرزهاى واقعى تفكّر دينى خويش دفاع نموده و مسئوليت خود را در برابر مكتبش ايفا نمايد، به بررسى استدلالى و تحقيق در مورد اصول عقايد اسلامى مىپردازد.
بنابراين اين شيوه تفكّر كلامى «شيوه تفكّر متعهّدانه و جهت يافته است» در حالى كه شيوه تفكّر فلسفى «شيوه تفكّر هدفجو، و جهتياب است».
و از آنجا كه روش فلسفى در سير فكرى از صفر آغاز مىكند و هيچگونه پيشفرضى را در نظر نمىگيرد نقطه امتياز و قوتى در تفكّر فلسفى محسوب مىگردد.
ولى از سويى ديگر: از آن نظر كه طرز تفكّر كلامى «مسئول» و «جهتدار» است براى فطرتهاى آرام بشرى سازندهتر و جوينده را به جهتگيرىها و خواستگاههاى اصلى تفكّر اسلامى آشناتر مىسازد، علاوه بر آن در ايجاد روحيه تعّهد فكرى در انديشه پژوهشگر نقشى بسيار مؤثر دارد، لذا در اين نوشتار بر آن شديم، كه از امتياز هر دو روش بهره گيريم. بنابراين سير كلى بحث را بر طبق روش فلسفى پى مىريزيم، و در عين حال در حدودى كه به سازمان منطقى بحث خللى وارد نگردد، از مايهها و چاشنىهاى كلامى كه در آفرينش تفكّر اسلامى جهتدار نقشى مؤثر دارند استفاده خواهيم نمود.
آنچه به عنوان روش فلسفى و روش كلامى بيان داشتيم گرچه از مختصّات فرهنگ اسلامى است، ولى شامل همه انسانهاى انديشمند