نظريه شناخت - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٠ - نتيجه بحث
نيز روشن شد كه ارزش شناخت دو مرحله دارد:
مرحله اول: ارزش نسبى شناخت كه بهمعناى امكان دستيابى به يقين استقرايى است (كه همواره مقرون با نسبتى هرچند ناچيز از احتمال خلاف است) و گفتيم كه در كليه زمينههاى معرفت حصول يقين استقرايى ميسور است، چه در زمينه مسائل فلسفى و رياضى، و چه در زمينه مسائل مربوط به طبيعت و امور مادّى و بر مبناى آنچه گفته شد معلوم گرديد كه معرفت بهدست آمده از روش استقرايى (كه احياناً از آن به روش تجربى تعبير مىكنند) از ارزش نسبى برخوردار است، در حالى كه معرفت بهدست آمده از قياس برهانى از ارزش مطلق برخوردار است.
مرحله دوم: مرحله ارزش مطلق شناخت؛ يعنى مرحله حصول يقين برهانى كه در نتيجه آن احتمال خلاف بهكلى نفى مىشود، در مسائل عقلى و بهخصوص فلسفه و رياضيات كه بر روش برهان منطقى استواراند؛ حصول اين نحو يقين ميسور است، و در مسائل طبيعى نيز درصورتىكه شرايط برهان فراهم آيد امكان حصول يقين برهانى وجود دارد.
علّت اصلى آنكه علوم فلسفى و رياضى غالباً جزمىاند و خطا در آنها كمتر راه دارد، در حالى كه در علوم طبيعى خطا بسيار است و دستيابى به جزم و يقين در آنها نادر است، همين است كه بهكار بستن برهان در دسته اول ميسور و آسان است در حالى كه در دسته دوم غالباً از روش استقرايى استفاده مىشود و بهكار بستن برهان غالباً ميسور نيست.