بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١٢٠ - نقره و طلا بودن درهم و دينار
از امام (ع) درباره درهمهاى ناخالص پرسيدم، حضرت فرمود: انفاق كردن [و يا خرج كردن] آن بىاشكال است.
ه-. «رواية زيد الصائغ، قلت لأبي عبد الله (ع): إنّي كنت في قرية من قرى خراسان يقال لها بخارى فرأيت فيها دراهم تُعمل ثلث فضّة و ثلث مسّا و ثلث رصاصاً و كانت تجوز عندهم و كنت أعملها و انفقها، قال:
فقال أبو عبد الله (ع): لا بأس بذلك إذا كان تجوز عندهم. فقلت: أ رأيت إن حال عليها الحول و هي عندي و فيها ما يجب عليّ فيه الزكاة زكّيها؟
قال: نعم، إنّما هو مالك. قلت: فإن أخرجتها إلى بلده لا ينفق فيها مثلها فبقيت عندي حتى حال عليها الحول، ازكّيها؟ قال: إن كنت تعرف أن فيها من الفضّة الخالصة ما يجب عليك فيه الزكاة فزكّ ما كان لك فيها من الفضّة الخالصة من فضّة ودع ما سوى ذلك من الخبيث. قلت: و إن كنت لا أعلم ما فيها من الفضة الخالصة إلّا أنّي أعلم أن فيها ما يجب فيه الزكاة؟ فقال: فاسبكها حتى تخلص الفضّة و يحترق الخبيث، ثم تزكّي ما خلص من الفضة لسنة واحدة.»[١]
زيد زرگر مىگويد به امام صادق (ع) گفتم: در روستايى از روستاهاى خراسان به نام بخارا بودم كه به درهمهايى برخوردم؛ يك سوم آن پولها از نقره و يك سوم از مس و يك سوم از سرب ساخته مىشود و در ميان آنان در گردش است. من نيز آن درهمها را مىساخته و خرج مىكردم.
حضرت فرمود: اگر در ميان آنان در گردش باشد، اشكالى ندارد.
پرسيدم: اگر چنين پولى نزد من بماند و سال بر آن بگذرد و به اندازهاى نيز باشد كه زكات در آن واجب مىشود، آيا بايد زكاتش را بپردازم؟
فرمود: آرى، اين، مال توست.
پرسيدم: اگر آن پول را به شهرى ديگر ببرم كه چنين پولى در آن مصرف نمىشود و نزد من بماند تا سال بر آن بگذرد، آيا بايد زكاتش را بپردازم؟
فرمود: اگر بدانى كه نقره خالص موجود در آن پول به اندازهاى است كه زكات در آن واجب مىشود، زكات همان نقره خالص را از نقره بپردازد و
[١] همان مدرك، ج ٦/ ١٠٤.