بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٤٣ - نكته دوم جمع ميان دو عنوان«محارب» و«مفسد فى الارض» در آيه
آيه محاربه نيز از قبيل حالت دوم است، زيرا جمله «وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً» عطف است بر جمله «يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» و جمله معطوف عليه، صله و قيد است براى موضوع و موضوع حكم عبارت است از موصول «الَّذِينَ»، در آيه. بلى اگر در آيه، موصول «الذين* بر سر جمله دوم نيز تكرار مىشد و آيه به اين صورت مىبود: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الذين يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا ...» با صرف نظر از ديگر قرائن، احتمال مذكور وجهى داشت. پس با توجه به آنچه گفته شد، احتمال تعدّد موضوع قطعاً ساقط است.
احتمال ديگر آن است كه فقط يكى از دو عنوان مذكور، تمام موضوع حكم بوده و عنوان ديگر از مصاديق آن موضوع باشد. اين احتمال را برخى ادعا كرده و آن را نزديكتر به واقع دانستهاند، به اين بيان كه در آيه محاربه، موضوع عبارت است از «افساد فى الارض» و محاربه را يكى از مصاديق افساد فى الارض قرار دادهاند و اين معنا را يكى از دلايل تعميم حدّ محارب به هر مفسد فى الارض شمردهاند.
توجيه اين احتمال به يكى از دو تقريب زير، ممكن است:
تقريب نخست: موضوع در اين آيه فقط «افساد فى الارض» است و تعبير محاربه با خدا و پيامبر در آيه به جهت زمينهسازى و تمهيد براى بيان موضوع آورده شده است تا زشتى و سنگينى گناه افساد در زمين را بنماياند، مانند آنچه كه در آيه ربا آمده است:
«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ.»
روشن است كه اين محاربه در حقيقت محاربه با خدا و پيامبر نيست، روشنى اين نكته به خودى خود قرينهاى است بر اينكه تعبير «يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» براى بيان هولناك بودن و سخت نشان دادن اين گناه و درجه معصيت آن را همپاى محاربه با خدا و پيامبر دانستن، آورده شده است. بر اساس، مفاد آيه اين گونه است: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ بالافساد فِي الْأَرْضِ ...» يعنى كيفر كسانى كه با ايجاد فساد در زمين، به جنگ با خدا و پيامبر برخاستهاند، آن است كه ...
در پاسخ اين تقريب مىگوييم:
اولًا: اين برداشت از آيه، بسيار خلاف ظاهر است و قياس آن با آيه ربا، مع الفارق است، زيرا اخذ عنوان محاربه در موضوع آيه، مفروغ عنه است، آيه مىفرمايد: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» و اين كلام مثل آن است كه بگوييم: «المحارب للّه و رسوله جزاءه كذا ...» و اين تعبير- يعنى اخذ عنوان محاربه در موضوع جمله-، با تشبيه و تنزيل تناسبى ندارد، بلكه اگر غرض، بيان تشبيه و تنزيل مىبود، مىبايست، عنوان محاربه در محمول جمله آورده مىشد، يعنى در عقد الحمل نه در عقد الوضع و جمله به