بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١٠٩ - ويژگى سكه دار بودن
و امير المؤمنين (ع) نيز بوده است؛ چرا كه تا آن روز سكهاى در ميان مسلمانان ضرب نمىشد و از زمان عبد الملك به فرمان امام زين العابدين يا فرزندش امام باقر (ع) ضرب سكه آغاز گرديد كه داستانش معروف است. بنابراين، در ديه، هزار مثقال طلا يا هفت هزار مثقال نقره كافى است. نام بردن دينار و درهم در اين روايات، مانند روايات ربا و بيع صرف براى در نظر گرفتن وزن آن دوست، چنانكه در روايات صرف، روايتى است كه در آن درهم و دينار به جاى وزن به كار برده شد.
در معتبره ابى بصير چنين آمده:
«قال: قلت لأبي عبد الله (ع): آتي الصير في بالدراهم، أشترى منه الدنانير فيزن لى أكثر من حقّى ثم ابتاع منه مكانى دراهم؟ قال: ليس به بأس و لكن لا تزن أقلّ من حقّك.»[١] به امام صادق (ع) گفتم: درهمهايى را نزد صرّاف برده و از او دينار مىخرم. او برايم بيش از حق من وزن كرده، آنگاه من به جاى آن، درهمهايى ديگرى از او مىخرم.
حضرت فرمود: باكى نيست، ولى هرگز كمتر از حق خويش وزن نكن.
در صحيحه ابن حجاج نيز آمده:
«سألته (ع) عن الرجل يشترى من الرجل الدراهم بالدنانير فيزنها و ينقدها و يحسب ثمنها كم هو ديناراً ثم يقول: أرسل غلامك معى حتى أعطيه الدنانير، فقال: ما احبّ أن يفارقه حتى يأخذ الدنانير ...»[٢] از امام (ع) پرسيدم: مردى از كسى درهمهايى را در برابر چند دينار مىخرد و پس از آن كه آنها را كشيده و بهايش را به دينار حساب كرده مىگويد: فرزند يا خدمتكارت را بفرست تا دينارها را به او بدهم.
حضرت فرمود: جدايى آن دو تن را تا گرفتن دينارها نمىپسندم ...
جمله: «دينارها را مىخرم و بيشتر از حقم وزن مىكند» در حديث نخست و جمله:
«وزن كرده و بهايش را به دينار حساب مىكند» گوياى آن است كه دينار به وزن بوده و نه به شمارش.
پاسخ: اگر سخن بلاذرى را درست بدانيم، چيزى بيش از اين را به اثبات نمىرساند كه مردم مكه به جاى دينار و درهم سكهدار، در دادوستد خويش با وزن طلا و نقره نيز
[١] وسائل الشيعة، ج ١٢/ ٤٥٨.
[٢] همان مدرك، ج ١٢/ ٤٥٨.