بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٥٠ - پاسخ دو اشكال ياد شده و تحقيق در حكم مسأله
را مىتوان هم از خود عنوان قصاص با توجه به مناسبات عرفى و عقلايى حكم و موضوع، به دست آورد و هم از طريق برخى از ادلهاى كه حكم قصاص را بيان كردهاند، از آن جمله:
١- آيه شريفه:
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ، يعنى: پاداش كار بد، كار بد است همانند آن، و كسى كه از حق خود درگذرد و مصالحه كند مزد او با خداوند است، همانا خداوند ستمگران را دوست نمىدارد.[١] اين آيه به قرينه آمدن كلمه «عفو» در ذيل آن، ناظر به قصاص ميان افراد است. در آيه، از قصاص تعبير به «سيئة» شده با آنكه قصاص، حق است و سيئه نيست. اين تعبير يا براى بيان تقابل زوجى ميان جنايت و قصاص است، يا از آن روى است كه عمل قصاص نسبت به شخص مورد قصاص، عملى بد و ناخوشايند است. در هر صورت معناى آيه آن است كه اگر كسى بخواهد كار بد را با كار بد پاسخ گويد، واجب است كار او همسان با كار طرف مقابل باشد نه بيشتر از آن. بنابراين، آيه شريفه دلالت بر آن دارد كه اندازه مماثله نيز از حقوق مجنى عليه است و بدون شك، احساس درد و عذاب در مقابل عدم احساس درد و عذاب به واسطه بىحسى، داخل در مقدار مماثله است.
٢- آيه شريفه:
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ.
يعنى: اگر مىخواهيد كيفر دهيد، همان گونه كه كيفر ديديد كيفر دهيد و اگر صبر ورزيد، آن براى صابران بهتر است.[٢] استدلال به اين آيه همانند استدلال به آيه پيشين است.
٣- آيه شريفه:
... فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً. يعنى:
ما براى ولىّ مقتول، حق سلطه قرار داديم، پس نبايد در كشتن زيادهروى كند، همانا او يارى شده است.[٣] ظاهر آيه آن است كه حدّ و اندازه سلطهاى كه براى ولىّ مقتول قرار داده شده تا آنجا است كه در كشتن زيادهروى نكند، يعنى بيش از قاتل يا غير قاتل را به جاى قاتل نكشد يا
[١] شورى، آيه ٤٠.
[٢] نحل، آيه ١٢٦.
[٣] اسراء، آيه ٣٣.