بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٣١ - جهت اول مفاد آيه محاربه
غير از شهر، چه مرد و چه زن، چه توانا و چه ناتوان باشد. فرق ندارد كه چنين كسى از اهل فساد باشد يا نباشد، قصد ارعاب داشته يا نداشته باشد ...»[١]
در كتاب جواهر نيز، همان تعريف شرايع از محارب- كه گذشت- مورد موافقت قرار گرفته، و آن را از مواردى دانسته كه در آن اختلافى وجود ندارد.»[٢]
در تحرير الوسيله امام راحل آمده است:
«مسأله ١- محارب كسى است كه سلاح خود را برهنه يا آماده كند براى ترساندن مردم و به منظور ايجاد فساد در زمين، چه در خشكى و چه در دريا، چه در شهر و چه در غير از شهر، چه شب و چه روز.»[٣]
در تكملة المنهاج آيت الله خويى آمده است:
«پانزدهم، محاربه، مسأله ٢٦٠- كسى كه براى ترساندن مردم سلاح بكشد، تبعيد مىشود ...»[٤]
آنچه گذشت، بخشى بود از سخنان فقهاى بزرگوار ما در تعريف محاربه كه موضوع حد شرعى مذكور در آيه مباركه است، پس از اين سير گستردهاى كه در سخنان فقها انجام گرفت و آگاهى از نظريات ايشان كه به تفصيل آنها را بيان كرديم تا در اكثر مباحث آينده از آنها استفاده شود، بازمىگرديم به بحث خود در تفسير آيه محاربه و اينكه مراد از آن خصوص محاربه به معناى ايجاد فساد و ترساندن مردم- به تعبير فقهاء- است و محاربه باغيان و مشركان را از آن جهت كه باغى و مشرك هستند، در بر نمىگيرد. چرا كه محاربه اينها به قصد افساد و ترساندن مردم نيست بلكه از روى سركشى يا كفرورزى ايشان است. دليل چنين برداشتى از آيه كريمه، مجموع نكتهها و قرينههايى است كه در پى مىآيند:
١- آيه- مخصوصاً با توجه به استثنايى كه در دنباله آن وجود دارد- ظهور دارد در اينكه آن جرمى كه موضوع اين مجازات است و استحقاق مجازات اثباتاً و نفياً بر مدار آن مىچرخد و اگر قبل از دستگيرى، از آن توبه كنند، مجازات مذكور ساقط شده و آنها بخشوده خواهند شد، همانا خودِ محاربه با خدا و پيامبر است، نه چيزى ديگرى كه محاربه لازمه آن باشد. بسيار روشن است كه محاربه به صورت ايجاد فساد در زمين، به
[١] الروضة البهية، ج ٩، ص ٢٩٠.
[٢] جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٥٦٤.
[٣] تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٤٢.
[٤] مبانى تكملة المنهاج، ج ١، ص ٣١٨.