بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢١٩ - جهت اول مفاد آيه محاربه
جدا نكرده است.»[١]
بدين ترتيب روشن مىشود كه از اين نظر، سخن شيخ در خلاف و در مبسوط يكى است. همو در تفسير تبيان، ذيل آيه محاربه مىگويد:
«نزد ما محارب كسى است كه سلاح بكشد و راه را ناامن كند، چه در شهر و چه در خارج از شهر، بر اين اساس، دزد هم محارب است چه در شهر و چه در غير شهر باشد. اوزاعى نيز همين را مىگويد ... گروهى مىگويند: محارب، آن رهزنى است كه بيرون از شهر باشد، اين سخن را كه از عطاء خراسانى روايت شده، ابو حنيفه و پيروانش نيز پذيرفتند.
«يُحارِبُونَ اللَّهَ ...» يعنى كسانى كه با اولياى خدا و با پيامبر او محاربه مىكنند و مىكوشند بر روى زمين فساد برپا كنند، همان گونه كه گفتيم معناى محاربه عبارت است از شمشير كشيدن و در راهها ايجاد ترس كردن، مجازات چنين كسانى به اندازه استحقاق آنان است.»[٢]
سخن شيخ صريح است در اينكه محاربه در آيه مباركه، اختصاص دارد به معناى سوم محاربه كه همان سلاح كشيدن به قصد ترساندن مردم و سلب امنيت باشد. همچنين سخن او در هر سه كتاب (خلاف، مبسوط، تبيان)، صريح است و در اينكه معناى محاربه اختصاص ندارد به كسانى كه اين عمل را در بيرون از شهرها و براى رهزنى انجام مىدهند بلكه اعم است و شامل هر كسى كه سلاح بكشد و مردم را بترساند مىشود.
شيخ طوسى در نهايه نيز مىفرمايد:
«محارب كسى است كه از اهل ريبه [تبهكاران] باشد و سلاح بكشد، چه در شهر و چه در غير شهر، چه در سرزمين شرك و چه در سرزمين اسلام، چه شب و چه روز. هر كس كه در هر وقت و در هر جا چنين كارى انجام دهد، محارب است ...»[٣] مقصود از اهل ريبه كه در عبارت نهايه آمده است همان اهل فساد و غارت است. در عبارت مقنعه نيز تعبير «اهل الدغارة» آمده كه به معناى اهل فساد و دزدى و غارت است. اهل ريبه به اشقياء نيز تفسير شده است. به هر حال، شيخ در نهايه از عنوان «تجريد السلاح لإخافة السبيل» يا «اخافة الناس» يا «قطع الطريق» عدول كرده و به جاى آن عنوان «تجريد السلاح و يكون من اهل الريبة» را به كار برده است. ميان اين دو عنوان
[١] خلاف، ج ٣، ص ٢١٢.
[٢] تبيان، ج ٣، ص ٥٠٤، چاپ بيروت.
[٣] نهايه، ص ٧٢٠.