فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٥٤ - قاطع دوم - قصد اقامت ده روز
اول يا شب يازدهم را داشته باشد، و همينكه قصد كند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم يا از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند.
١٩٦- مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در آن محل بماند، پس اگر بخواهد مثلًا ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و شميران بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
١٩٧- مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلى بماند، اگرچه از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود، و جايى كه مىخواهد برود به قدرى دور باشد كه از آنجا صداى اذان آن محل را نشنود و ديوار آن را نبيند ولى از چهار فرسخ كمتر باشد، چنانچه چند ساعتى بيشتر نماند نماز او تمام است؛ اما اگر شب را در آنجا بماند، نمازش شكسته است.
١٩٨- هرگاه محل اقامت مسافر جايى از بيابان باشد، نبايد محوطه ماندن آنجا را بر خود تنگ بگيرد؛ ولى جائز نيست بيابان وسيعى كه در عرف نگويند در يك محل اقامت كرده است را محل اقامت قرار دهد.
١٩٩- مسافرى كه تصميم ندارد ده روز در محلى بماند، بلكه قصدش اين است كه اگر مثلًا رفيقش بيايد يا منزل خوبى پيدا كند ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
٢٠٠- اگر كسى قصد كند تا روزى كه همراهان او قصد اقامت كردهاند در محلى بماند، و آنها قصد ده روز كرده باشند، اين قصد اجمالى كفايت نمىكند، و بايد در آن محل نماز را شكسته بخواند.
٢٠١- كسى كه تصميم دارد ده روز در محلى بماند، بايد نماز را تمام بخواند، اگرچه احتمال بدهد براى ماندن او مانعى پيدا مىشود.
٢٠٢- كسى كه مجبور است يا به زور وادار شده است كه ده روز در محلى بماند، بايد در آن محل نماز را تمام بخواند، هرچند بر فرض رفع جبر و اكراه قصدش خروج از آن محل باشد، لكن به شرط اينكه بداند جبر و اكراه تا ده روز از بين نمىرود.
٢٠٣- در منزلگاه عشائر و صحراءنشينان كه ماندن آنها در آنجا معلوم نيست، قصد اقامت براى مسافر صحيح نمىباشد؛ مگر در صورتى كه اطمينان پيدا كند آنها تا ده روز از آنجا كوچ نمىكنند، و يا بر فرض كوچ كردن آنها مصمم باشد كه خودش تا ده روز در