فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٩ - راههاى بدست آوردن فتواى مجتهد
مجتهدى عمل كرده است- هرچند آن شخص نابالغ مميّز باشد- اگر بعد از فوت آن مجتهد در آن مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نكرده باشد مىتواند در همان مسأله به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته است باقى بماند؛ اگرچه احتياط مستحب آن است كه به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد.
٤٩- اگر مرجع تقليد به فراموشى و مانند آن مبتلا شود، پس از بهبودى در صورت بقاء ملكه اجتهاد، تقليد از او جائز بلكه اگر اعلم باشد واجب است.
٥٠- اگر مكلّف در مسألهاى به فتواى مجتهدى عمل كند، و بعد از فوت آن مجتهد در همان مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد، دوباره نمىتواند آن مسأله را مطابق فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته است انجام دهد؛ ولى اگر مجتهد زنده در مسألهاى فتوى نداده و احتياط كرده باشد، و مقلد مدتى به آن احتياط عمل كند، دوباره مىتواند به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته است عمل نمايد، مثلًا اگر مجتهدى در ركعت سوم و چهارم نماز گفتن يك مرتبه تسبيحات اربعه «سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اكْبَرُ» را كافى بداند، و مقلد مدتى به اين دستور عمل نمايد و يك مرتبه بگويد، چنانچه آن مجتهد از دنيا برود و مجتهد زنده احتياط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند، و مقلد مدتى به اين احتياط عمل كند و سه مرتبه بگويد، دوباره مىتواند به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته است برگردد و يك مرتبه بگويد.
٥١- اگر مجتهدى كه مكلّف از او تقليد مىكند وفات نمايد، و آن مكلّف در مسأله بقاء بر ميت از ديگرى تقليد كند و او هم از دنيا برود، سپس از مجتهدى كه قائل به وجوب بقاء بر ميّت يا قائل به جواز بقاء است تقليد كند، در اين فرض اگر مجتهد سومى قائل به وجوب بقاء باشد، بايد مقلد بر تقليد از مجتهد اول باقى بماند؛ اما اگر قائل به جواز بقاء بر ميّت باشد، تقليد از مجتهد اول حرام است، و بايد بر تقليد از دومى باقى بماند.
٥٢- اگر مقلد از مرجعى كه از دنيا رفته است به مرجع زنده عدول نمايد، اعاده اعمال گذشته واجب نيست؛ لكن نسبت به آنچه بعداً انجام مىدهد واجب است به