فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٣٨ - شرط اول - سفر هشت فرسخ باشد
١٠٥- اگر دو عادل گواهى بدهند مسافتى كه شخص به عنوان سفر پيموده است هشت فرسخ مىباشد، و دو عادل ديگر گواهى بدهند كه هشت فرسخ نيست، بايد نماز را تمام بخواند.
١٠٦- اگر كسى از محلى به محل ديگر كه مسافت رفت و برگشت بين آن دو محل هشت فرسخ است مسافرت كند، در صورتى كه قواطع سفر در بين راه پيش نيايد و مسير رفتن كمتر از چهار فرسخ نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند، اگرچه در همان روزى كه مىرود يا در شب آن برنگردد؛ بنابر اين اگر مسير رفتن سه فرسخ و مسير برگشتن پنج فرسخ باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
١٠٧- كسى كه يقين دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شكسته بخواند و بعد بفهمد هشت فرسخ نبوده است، بايد آن نماز را چهار ركعتى اعاده كند، و اگر وقت گذشته است آن را قضاء نمايد.
١٠٨- كسى كه يقين دارد سفرش هست فرسخ نيست، يا شك دارد كه هشت فرسخ هست يا نه، چنانچه در بين راه بفهمد سفر او هشت فرسخ بوده- اگرچه كمى از راه باقى مانده باشد- بايد نماز را شكسته بخواند؛ و اگر بعد از تمام خواندن نماز بفهمد سفرش هشت فرسخ بوده است، بايد نماز را به طور شكسته اعاده نمايد.
١٠٩- هرگاه كسى بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد كند- اگرچه روى هم رفته هشت فرسخ شود- بايد نماز را تمام بخواند.
١١٠- اگر محلى دو راه داشته باشد كه يك راه كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آن محل برود، بايد نماز را شكسته بخواند؛ و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد نماز را تمام بخواند.
١١١- اگر شخص نابالغ قصد مسافت- هشت فرسخ- كند و در بين راه بالغ شود، يا مجنونى كه قصد از او محقق مىشود قصد مسافت فرسخ نمايد و در بين راه عاقل شود، بايد نماز را شكسته بخوانند، هرچند مقدار باقيمانده راه به قدر مسافت نباشد.
١١٢- اگر شهر ديوار دارد، مسافر بايد ابتداء هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند؛ و اگر ديوار ندارد، بايد از خانههاى آخر شهر حساب نمايد؛ ولى در شهرهاى