فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠ - شروط مرجع تقليد
باشد، يعنى در استخراج احكام شرعيّه و وظائف از مصادر از تمام مجتهدهاى زمان خود استادتر باشد.[١]
٢٥- عدالت عبارت است از استقامت در جادّه شرع، پس عادل كسى است كه در عقيده و اخلاق و عمل كارهايى را كه بر او واجب است بجا آورد، و كارهايى را كه بر او حرام است ترك نمايد.[٢]
[١] - و همچنين حريص به دنيا نبوده، و در علميّات مُعجِب به نفس و داراى حُسن ظنّ به علم خود نباشد، به گونهاى كه او را از بحث و تنقيب و غور و دقّت و إعمال نظر در مستند حكم باز دارد، و نيز كثير التّبدّل در رأى و بليد نباشد، تا توان تفطّن به مُعاضل پيدا كند، و همچنين نبايد كج سليقه و لجوج و عنود و سريع در فتوى دادن و مُفرِط در احتياط باشد؛ در توقيع شريف حضرت عسكرى( عليه السلام) چنين آمده است:
« فَأَمَّامَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِه، حافِظاً لِدينِه، مُخالِفاً عَلى هَواهُ، مُطيعاً لأِمْرِ مَوْلاهُ، فَلِلْعَوامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ».
[٢] - بعضى از فقهاء( أعلى اللَّه مقامهم) رعايت مروّت را- كه لغةً به معناى انسانيّت و جوانمردى، و اصطلاحاً به معناى پرهيز از بىمبالاتى و اعمال خلاف شأن است- داخل در معناى عدالت نمودهاند، و انجام دادن كارهايى كه دلالت دارند بر اينكه مرتكب آنها بى مبالات در دين است را مخلّ به عدالت دانستهاند، و مرادشان از مروّت امورى است كه عرف مراعات كردن آنها را- از لحاظ انجام ندادن يا انجام دادن- متناسب با شأن و موقعيت منسبى كه عدالت در آن شرط مىباشد لازم مىداند، مانند خوردن و آشاميدن در معابر عمومى، و ميل نمودن طعام در حال ايستاده در اغذيه فروشيها و رستورانها، و پوشيدن لباس نامناسب با شغل و صنفى كه افراد دارند، و حضور و ورود با لباس زير در مجالس و معابر عمومى، و ناجور نشستن و پا دراز كردن در محافل، و نقل كردن حكايات مضحك، و مرتكب شدن كار يا گفتارى كه باعث مسخره و مضحكه است.
خلاصه: هر گونه سبك سرى و بى قيدى خلاف مروّت و مخلّ و مضرّ به عدالت به حساب آمده است.
در روايتى آمده است كه رعايت شش چيز از مروّت است، سه تا در حضر، كه عبارتند از: تلاوت قرآن و آباد نمودن مساجد و أخذ الإِخْوة؛ و سه تا در سفر، كه عبارتند از: بذل الزاد و نيك رفتارى و مزاحى كه باعث عصيان خداى سبحان نشود مىباشد، و در روايت ديگر آمده است:« كسى كه در معامله با مردم به آنها ظلم نكند، و در حرف زدن به آنها دروغ نگويد، و چون به آنها وعده دهد خلاف وعده نكند، مروّت او كامل و برادرى با او واجب است، و غيبت كردن از او حرام مىباشد».