فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٢ - هشتم - ضمائم راجحه يا مباحه محرك انجام عبادت نباشند
پنجم- خُلوّ از إدلال:
إدلال آن است كه شخص علاوه بر داشتن عُجب از خداى تعالى نترسد، و خود را نزد او عزيز بداند، يعنى به جهت عبادات و اعمال خويش معتقد باشد كه بر خدا حق دارد، و استبعاد كند كه خدا او را به مكروه مبتلاء كند.
٤٠١- إدلال از عُجب بدتر است، ولى عبادت را باطل نمىكند.
٤٠٢- ايمنى از عقاب الهى بر عابد و يأس از رحمت او بر گناهكار، هر دو حالت گناه و حرام مىباشند، ولى مبطل عبادت نيستند.
ششم- خلوّ از سَمعه (شنواندن):
٤٠٣- اگر مكلّف عبادتى- مثلًا نماز- را به قصد شنواندن به مردم بجا آورد، و اين قصد تمام انگيزه يا جزء انگيزهاش باشد، مبطل عبادت است.
هفتم- متّحد نبودن عبادت با ضمائم محرّمه:
٤٠٤- عبادت نبايد با ضمائم محرّمه متّحد باشد، پس اگر چيز حرامى- مانند دست بسته نماز خواندن، يا آمين گفتن بعد از قرائت حمد- متّحد با نيّت عبادت و يا متّحد با جزئى از اجزاء عبادت شود، عبادت را باطل مىكند؛ ولى اگر چيز حرامى با عبادت به نحو اجتماع امر و نهى باشد، يعنى چيز حرام خارج از عبادت و مقارن با آن باشد- مانند خواندن نماز در وقت وجوب إزاله نجاست از مسجد- عبادت را باطل نمىكند.
٤٠٥- اگر در بين عبادت داعى محرّمى براى جزئى از اجزاء آن عارض شود- مثلًا از مكلف اول نيّت صحيح كرده باشد، و اشتباهاً مشغول خواندن سورهاى شود كه سجده واجب دارد، و پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد- تنها همان جزء باطل مىباشد، و چنانچه آن جزء را رها كند و با خواندن سورهاى كه سجده واجب ندارد اين جزء را تدارك نمايد، عبادت و نمازش صحيح مىباشد.
هشتم- ضمائم راجحه يا مباحه محرّك انجام عبادت نباشند:
٤٠٦- اگر ضميمه مباحه يا راجحه در عبادت باشد- مثلًا مكلف وضوء بگيرد به قصد قربت و خنك شدن، يا به قصد قربت و تعليم غير- چنانچه قصد قربت سبب