فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١٩ - دوم - قصد قربت
السلام) شرط قبولى عبادات مىباشند.
دوم- قصد قربت:
قصد قربت يعنى فعل را براى خداى سبحانه و تعالى انجام دادن.
٣٨٣- در عبادات بايد قصد قربت محرّك مكلّف باشد براى انجام آنها، اعم از اينكه سبب قصد قربت خوف از عقاب خداى تعالى باشد، يا رغبت در ثواب يا دوستى خدا يا ايمان به اينكه او سزاوار اطاعت است، پس اگر عبادت با نيّت قربت به يكى از اين وجوه باشد صحيح است؛ امّا نيّت وجه- يعنى در نيّت آن فعل را معيّن كند كه واجب است يا مستحب- لازم نيست، بلكه اگر مكلف فعل را براى اطاعت خدا انجام دهد كفايت مىكند.
٣٨٤- در عبادات به زبان آوردن نيّت شرط نيست، بلكه نيّت امرى درونى است، و به زبان آوردن آن واجب نمىباشد.
٣٨٥- اگر مكلّف واجب توصّلى را با نيّت قربةً إلَى اللَّه انجام دهد- مثلًا بر زوجه انفاق كند با نيّت قربت- هم عقاب را از خود دور كرده است، و هم مستحق اجر و ثواب از لطف خدا مىشود؛ و اگر به انگيزهاى از انگيزههاى خاصّه انجام دهد- مثلًا انفاق بر زوجه به خاطر علاقه به او باشد، به گونهاى كه اگر علاقه نبود به او نفقه نمىداد- فقط دفع عقاب از نفس خود كرده است، و لكن مستحق اجر و ثواب نيست.
و همچنين اگر شخص غنى مقدارى از مال خود را در راه خير با نيّت قربةً إلَى اللَّه انفاق كند مستحق ثواب است، و احسانش صدقه ناميده مىشود.
٣٨٦- اگر مكلّف واجب توصّلى را هم به نيّت قربت و هم به انگيزهاى از انگيزههاى خاصّه انجام دهد- به گونهاى كه اگر آن انگيزه نبود باز هم براى رضاى حق تعالى آن واجب را انجام مىداد- از عقاب برىء مىشود، و مستحق ثواب هم مىباشد.
٣٨٧- انسان مىتواند تمام اعمال صالحه و كارهاى خوب خود را كه در جوانب مختلفه حياتش انجام مىدهد به عبادت تبديل كند، به اين معنا كه همه آنها را براى رضاى خداى تعالى انجام دهد تا مستحق ثواب شود.