فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤٣ - شرط پنجم - سفر، سفر حرام نباشد
١٣٤- كسى كه براى معصيت سفر كرده است، بعد از رسيدن به مقصد و پيش از حصول غرض معصيت و بعد از حصول آن، سفر او سفر معصيت محسوب مىباشد، و بايد نماز را تمام بخواند؛ ولى زمانى كه از سفر برمىگردد، اگر طول مسير برگشتن به تنهايى هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند، هرچند توبه نكرده باشد.
١٣٥- كسى كه سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد، چنانچه باقيمانده راه هشت فرسخ باشد يا از آنجا بخواهد چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.
١٣٦- كسى كه براى معصيت سفر نكرده است، اگر در بين راه قصد كند كه بقيه راه را براى معصيت برود، بايد نماز را تمام بخواند؛ ولى نمازهايى را كه شكسته خوانده است صحيح مىباشند.
١٣٧- كسى كه غرض او از سفر هم اطاعت- مثلًا صله ارحام- و هم معصيت- مثلًا دزدى- است، چنانچه اطاعت و معصيت هر كدام مستقلًا انگيزه او باشد يا قصد اطاعت تابع قصد معصيت باشد، بايد نماز را تمام بخواند، و همچنين كسى كه غرض او از سفر هم اطاعت و هم معصيت- به طور مساوى- باشد يا انگيزه معصيت تابع انگيزه اطاعت باشد، چنانچه قصد معصيت مؤثر باشد، بايد نماز را تمام بخواند؛ ولى چنانچه در اين فرض قصد معصيت مؤثر نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
١٣٨- اگر مسافر نداند كارى كه براى آن سفر مىكند حرام است يا مباح، و شُبهه او شُبهه موضوعيّه باشد- مثلًا براى خريد شيشههاى پُر از مائعى كه نمىداند شراب است يا نوشابه هشت فرسخ يا بيشتر راه برود- چنين سفرى شرعاً مباح است، و بايد نماز را شكسته بخواند؛ مگر اينكه حالت سابقه آن حرمت باشد- مثلًا محلى براى خريد آن شيشهها سفر مىكند قبلًا فروشگاه شراب بوده است- در اينصورت سفر حرام است، و بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٩- چيزى كه مشكوك آن واجب الاجتناب است، مانند دماء و فروج و أَعراض، كه حليّت آنها مشروط به امر وجودى است- يعنى شرط در حليّت دماء مهدور الدم بودن و در فروج عقد نكاح و در أعراض تظاهر به فسق و فجور است- چنانچه اين امور مسبوق به عدم باشند، و كسى براى دست يافتن به يكى از اين سه چيز