مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٣ - فايده يازدهم يك معماى بزرگ
پيدا نمىكردند. گاهى گفته مىشود- كه من مكررا آنرا به ديگران گفته ام كه سنت خداوند در ترويج دين و حفظ آن، به نحو متعارف و حسب عادت بوده نه به نحو معجزه و فوق العاده. بلى در حفظ قرآن عنايت خداوند به نحوى بوده كه آنرا سالما به نسلهاى مسلمان در طول تاريخ برساند. ولى اين معذرت هر چند تا حدودى درست است، اما عقلهاى ناقص و استعدادهاى ضعيف و متوسط را قانع نمىتواند. زيرا ميليونها و حتى صدها ميليارد انسان در طول تاريخ از همين كاستيها قصورا به كمال نرسيده و راه تكامل خود را گم كردهاند. جاهل قاصر گرچه روز قيامت مستحق عقاب نيست، با اينكه احكام وضعى كفر، در دنيا بر آنها مترتب مىشود، ولى سئوال اينجا است كه چرا عنايت خداوند مهربان و ارحم الراحمين، آنان را به هدف اصلىشان كه عبادت براى ذات احديث او بود هدايت نفرمود؟ كه خود فرموده است: رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى. و يا: وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى، مگر اينكه بگوييم، مراد از هدايت در اين دو آيه و امثال آن هدايت تكوينى عام مخلوقات است.
ولى سئوال اين است كه چرا هدايت تشريعى همانند هدايت تكوينى عام و تام نيست. و رسانيدن دين به بشر كه هدف غايى خلقت انسان است، اگر بنحو عادى باشد آيا خلقت ميلياردها انسان را، فاقد هدف نمىكند و آنرا داخل لغو و بيهودگى نمىنمايد؟! (ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.)