گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - طبقه بندى اسباب مادى
او ميگويد: نام برايم خريدى؟ ميگويد: معذرت ميخواهم فراموش كردم او ميگويد: بلى سير از حال گرسنه چه خبر دارد. نگاهى به طلبه مذكور مى اندازد كه فورا احساس گرسنگى شديدى ميكند كه تحمل ناپذير بود، ميگويد: آقا رحم كنيد كه بى طاقت شدم. آينده متوجه ميشوم، نگاهى دگير به او مى افكند كه به حالت اولى خود بر ميگردد. مى بينيد گرسنگى به علاوه علت مادى غذا نخوردن، علت روحانى هم مى تواند داشته باشد. من به صدق اين قصه بخاطر مجهول بودن سند آن اطمينان ندارم و احتمالا اين طلبه همان كسى است كه بعدها در فلسفه و عرفان مقام بالايى يافت كه اسمش ملاهادى سبزوارى صاحب منظومه و لئالى است. ولى بر علاوه منابع دينى منقولات تاريخى نيز به حد كافى بر آن دلالت دارد و اطمينان آور است. پس با اين بيان كوتاه و روشن علل به سه دسته قسمت شدند. مادى، روانى و روحانى.
سوم: سؤال مهم و پيچيده اين است كه آيا هركدام از اين سه دسته بين خود مراتب طبقه بندى شده اى ندارد؟ من فعلا به دسته دوم و سوم كارى ندارم كه ممكن از پيچيدگى بيشترى برخوردار باشند. و حتى بحث در دسته سوم راه بجايى نبرد و تنها به دسته اول توجه نموده و ميگوييم اگر به طور قطعى جواب مثبت ندهيم، احتمال آن به هيچ وجه قابل رد نيست، كيست كه ادعا كند به همه اسرار و مواد و خواص فيزيكى آنها محيط است، و قانون علل مادى را صد درصد بدست آورده و آن قانونى است كه مردم در زندگانى مادى خود به آن معترفند يا حداقل آن قانونى است كه دانشمندان علوم تجربى به آن آشنا شده اند و طبق بندى در مراتب علل مادى وجود ندارد؟