گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٦ - ٢١ - ٢٠ پشتو زبانى كه قرآن منقلبش كرده بود
|
آن شنيدستى كه هنگام نبرد |
عشق با عقل هوس پرور چه كرد |
|
|
بر زمين كربلا باريد و رفت |
لاله در ويرانه ها كاريد و رفت |
|
|
تا قيامت قطع استبداد كرد |
موج خون او چمن ايجاد كرد |
|
|
رمز قرآن از حسين آموختيم |
ز آتش او شعله ها افروختيم |
|
|
خون او تفسير اين اسرار كرد |
ملت خوابيده را بيدار كرد |
|
بلى همه اين بركات از اراده و عمل حسين بن على (ع) است.
پس از پيروزى مجاهدين در سال ١٣٧١ روزى در كابل مسئولين حركت اسلامى گفتند چهارصد يا چهارهزار شيشه شراب را در محلى از كابل بدست آورده اند. گفتم همه را فورا نابود كنيد، شب در تلويزيون ديدم كه تانك روسى را آوردند و همه شيشه شراب را زير چرخهاى آن آتش زدند. من به ذهنم رسيد كه اگر كار ما فقط به موعظه سر منبر خلاصه ميشد آيا به هزار منبر ميشد جوانان هرزه و فاسد الاخلاق را از نوشيدن اين شرابها بدور نگاه بداريم؟
در همه جاى ايران حوزه هاى علمى دائر و طلاب و مدرسين مشغول