گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - ٤٤ - تأثير بى غيرتى غرب
به منزلش برد. تا اينكه در طبقه فوقانى رفتيم او گفت: اين تختخواب دخترم كه يك نفره است آن را دو نفره بساز و ... گفتم: دختر شما مع الخير عروسى كرده است، گفت: نه، هنوز شوهر نكرده ولى بعضى از شبها بعضى از رفيقان پسر دخترم مى آيند و همين جا مى خوابند و من نمى خواهم كه تختخواب كوچك باعث شرمندگى دخترم شود. آن را بزرگ بساز كه براحتى بخوابند.
فكر نكنم اين داستان توضيحى بخواهد و مسلمان نبايد به غرب برود غربى كه از نظر اخلاق و عفت يك مستراح گنديده است.
من دلم نمى خواهد كه همه داستانهايى را كه شنيده ام و يا ديده ام در اينجا نقل كنم كه مبادا اين كار نوعى از اشاعه فحشاء باشد.
غرض يك نوع تنبيه و هشدار به مسلمانان است كه مبادا مشكلات اقتصادى و يا علل ديگر آنان را به ديار كفر بكشاند كه براى دين آنان و اولاد آنان بسيار خطرناك است.
بلى جمعى از مؤمنين توانسته اند در غرب تدين خود را حفظ كنند كه بايد به آنان آفرين گفت: مثلا من زنى افغانى اى را در آلمان كه دو شب مهمان او بودم ديدم كه در احتياط خود از من هم مواظب تر بود و همه اش از من مسائل شرعى سؤال ميكرد، ولى من نمى دانم فرزندان آن زن متدين چگونه بودند. بلى برادر او نماز شب مى خواند.
در لندن خانواده كابلى مسلمانى را كه قبل از تجاوز روسها به كشور ما،