گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠ - قصه هاى باطل
نميخورد كه گاهى گمراه كننده هم ميشود، و لازم است كه امر تأليف و تبليغ بدور از افراط و تفريط (سانسور و ابتذال) تحت شرائط معقولى قرار گيرد.
نويسنده اين كتاب پس از تأليف جزء دوم كتاب «الفقه و مسائل طبيه» و «تأليف كتاب الارض فى الفقه» خويش، به فكر افتاد قسمتى از قصه هاى مفيد زندگى خود را بنويسد، در ابتدا به فكرم رسيد آنها را در كتاب خاطرات زندگى خود بنويسم كه بناست پس از مردنم چاپ شود، دوباره به فكرم رسيد اگر جداگانه به اسم «داستانهاى آموزنده و كوتاه» طبع گردد، فايده آن عمومى تر ميشود، وقتى يكى از اعضاى منزل كه فعلا مشغول تحصيل علوم فقه و اصول فقه و تفسير و عقايد و سياست و تربيت كودك است، پيشنهاد نمود به دليل كثرت اين نام، بر كتابها بهتر است آن را به نام جزء دوم كتاب گوناگون نامزد كنم كه جزء اول آن چند سال قبل در پاكستان به طبع رسيده بود و جزء دوم آن- كه طبعا فعلا جزء سوم خواهد شد- نيز آماده طبع ميباشد، من پيشنهاد ايشان را با اندك تعديلى كه در اول كتاب ميبينيد پذيرفتم.
البته كتابهاى كشكول و گوناگون فاقد نظم و ترتيب است، و قصه هاى زندگى نيز چنين است ولى تلاش شد تا قصه ها به نحوى دسته بندى شود كه به فصل بندى و تبويب كتابهاى معمولى نزديكتر باشد.
آنچه كه ذكر آن لازم است اين است كه من اين قصه ها را كه هركدام از پنجاه سال يا بيشتر تا پنج سال يا كمتر قدامت دارد و از حافظه خود كه در دوران جهاد آسيب ديده بر روى كاغذ ترسيم ميكنم، حتما در بعضى از الفاظ و خصوصيات قصه ها اختلاف و تغييرى واقع ميشود و من هيچگاه تضمين نميكنم قصه را صد در صد بدون كمى و زيادى نقل كنم كه براى من ناممكن است.