روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٢ - ٥ - روشهاى ضد اخلاق
دوم- فرويد يهودى اطريشى كه در سال ١٩٣٩ چشم از جهان بست مىگويد آدمى يك سلسله غرايز[١] دارد كه لازمست آنها را اعمال كند، ارضاى اين غرايز نه تنها مخالف اصول انسانيت نيست كه تنها راه خوب زيستن و رسيدن بخوشبختى مىباشد، او از همه غرايز غريزه جنسى را در زندگانى انسان موثر مىداند.[٢]
زمانى كه آداب اخلاقى و اصول اعتقادى و قيود مذهبى از عملى شدن اين تمايلات جلوگيرى كند تمايلات مذكور واپس زده بشكل ضمير مخفى در روان آدمى در مىآيد و آهسته آهسته عقدهاى مىشود كه طوفان را در پى دارد و حتى بصورت فلج و جنون و غيره از امراض جسمى و روانى در مىآيد و يا منجر به انحراف اخلاقى مانند بدبينى، تكبر، حسد، خيانت، فساد و ظلم و
[١] - عاطفه جنبه انفعال دارد كه پس از ادراك حاصل آيد و غريزه جنبه فعلى دارد، غريزه طبيعت است كه باعث كارهائى مىشود كه بدون تروى و تفكر صادر مىشود و در حيوانات بهتر مشهود است آثار غريزه هميشه ثابت و غير متغير است و در يك جهت خاص اثر دارد ولى عقل چنين نيست.
[٢] - بعضىها مىگويند غرايز و احساسات را خدا داده است تكاليف و وظايف را بشر وضع كرده است و ما بايد فرمان تكوينى خدا را انجام دهيم نه اينكه از مقررات انسانها پيروى كنيم، البته هر عاقل مىداند كه اين ادعا مكر و خدعه و نيرنگ است.