روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - عنصر سوم - ايمان
صفات باطنى مردم ندارد.
هگل اخلاق را در پيروى از قوانين ميداند. فرد با اخلاق بنظر او كسى است كه در نيت مطيع قانون باشد از او نقل شده كه اگر اراده شخصى با حق كه عبارت از اراده كل است كنار بيايد و منافاتى پيدا نكند اخلاق تحقق مىيابد.
بلى حق كه خارج از ذات است وقتى درون ذاتى و داخلى شد اخلاق مىشود. ولى بايد به هگل گفت كه كدام قانون و به چه كيفيت و از طرف چه مقننى است؟ قوانين اخلاقى بمراتب عالى تر و مهم تر از قوانين وضعى اجتماعى است كه غرض عمده آن ضرر نرسانيدن به ديگرانست.
اقتصاد كه طغيان بشر را بيشتر مىكند و با تمايلات عالى انسانى اگر تضاد نداشته باشد مناسبتى هم ندارد گو اينكه موجب يك سلسله آدابى مىشود كه پارهاى از آنها خوب است ولى پاره ديگر بد.
بنابراين جز ايمان- اعتقاد بخدا و روز قيامت- چيز ديگرى صلاحيت ضمانت اجرائى را براى اخلاق پسنديده و تحكيم تمايلات عالى انسانى در مقابل هوسهاى مهار نشده حيوانى ندارد.