روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٣ - هفدهم - غرور نيافتن
باشد.[١] كسانى كه به مال يا جمال يا نسب و يا منصب يا محبوبيت مردمى يا بعلم و فن و تخصص خود يا به اولاد و اقارب و اتباع خود مباهات نموده و آنرا باعث نجات و سعادت دائمى خود مىدانند مغرورند، همچنان آنانى كه تكاليف شرعى را كنار گذاشته و خيال مىكنند رحمت خداى منجى آنان است و چنانكه در دنيا از نعمتهاى رحمان برخوردارند در آخرت نيز با تمام جنايات از رحمت رحيم بهرهمند خواهند بود.
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ «اى انسان چه چيز ترا به پروردگار كريمت مغرور نموده است؟»
دستهاى به محبت اولياى خدا فريفته شدهاند و گمان مىبرند تنها محبت و حتى غلو در حق آنان سبب نجات اخروى مىشود و نيازى به امتثال واجبات و ترك محرمات دينى نيست، برخى انقلابى بودن را كمال و سبب ارتقاى مقام خود مىدانند، بدون اينكه از ريختن خود مسلمانان و توهين و افترا و بهتان و ايذاى بيگناهان ترسى بدل راه دهند.
عدهاى به درس خواندن چند كتاب دل خوش نمودهاند بدون اينكه معارف اسلامى و مهمات فقهى و حتى احكام مورد ابتلاى
[١] - في مفردات الراغب: غررت فلانا اصبت غرته( بالكسر) و قلت عنه ما اريد و الغرة( بالكسر) غفلة في اليقظة و الغرار غفلة مع غفوة و الغرور( بالفتح) كل مايغير الانسان من مال و جاه و شهوة و شيطان و دنيا. و الغرير الخلق الحسن.
و يقال ان الغرور مركب من امرين احدهما اعتقاد النفس بان هذا الخير له مع انه ليس بخير ثانيهما حبها و طلبها له باطنا لمقتضيات الشهوة او الغضب.